معرفی کتاب گويش سيستان جلد-1

به نام خدا

گويش سيستان

(حوزه‌ي مركزي شهر زابل)

جلد نخست، آواشناسي

مجموعه‌ي‌سيستان (1)

نويسنده: غلام‌رضا عمراني

ويراستار: فرهنگ عمراني

طراح جلد: علي پوراسكندريان

طراح متن: سياوش عمراني

ناشر: نشر دريافت، تهران، چاپ جديد، 1391

815 صفحه

 {{{{

كتاب تقديم شده‌است به:

آزادگان،

زادسروان،

نام‌آوران،

مردان مردِ سيستان

{{{{

بر ارباب معرفت پوشيده نيست كه اگر از زبان فارسي به‌عنوان يكي از بزرگ‌ترين حاملان بي‌چون و چراي گنجينه‌ي سترگ فكري بشريت نام برده مي‌شود و امروزه هنوز هم مثل گذشته، آثار پراز افتخار و سرشار از عاطفه‌ي ايراني در همه جاي جهان تحسين مي‌شود و سهمي عظيم در پيش‌برد اهداف عالي انساني در جهان ايفا مي‌كند، براي آن است كه اين زبان، خوش‌بختانه ظرفيت آن را داشته است كه گران‌قدرترين تراوشات فكري بشريت را در خويش جاي دهد و منزلت خود را به‌عنوان دومين زبان عالم اسلام در جهان تثبيت نمايد و بخش سترگ هويت اخلاقي بشر را از زبان بزرگ‌مردان علم و اخلاق اين سرزمين اهورايي انعكاس دهد و به‌صورتي زيبا و دل‌پذير به جهان و جهانيان عرضه نمايد و حقيقتا اگر جهان، زبان فارسي را كم مي‌داشت، عاطفه و جوان‌مردي و ايثار و عشق و خداجويي را كم مي‌داشت و خوشا اين زبان كه رسالت خويش را چنين به‌تمامي ادا كرده است.

مردم ايران، حاملان اين فرهنگ، به‌عنوان فرزندان ايران كه توانسته‌اند با پيشكش نمودن اين همه زيبايي و خير، به جهان، نقش خويش را در برابر قافله‌ي پوياي بشري به‌درستي اجرا كنند، از اين رسالت بزرگ خشنودند و به خويش مي‌بالند؛ و اما چه‌گونه خواهد بود حال مردم سيستان كه زبان فارسي را به ايران و جهان پيشكش نمودند و باني اين خير و سعادت شدند؛ كه يقينا اگر همت مردم اين سامان پس از فرمان فراگير يعقوب نمي‌بود، شايد هرگز اين رؤياها به واقعيت نمي‌پيوست.

اكنون اين پرسش پيش روي ماست كه آيا زباني چنين ارجمند و درخور، برخاسته و نشئت‌گرفته از سيستان، بايستگي آن را دارد كه نيك كاويده شود و طول و عرض و آشكار و نهانش بادقتي درخور شأن و منزلت آن بررسي و موشكافي گردد؟

اگر پاسخ اين پرسش «آري» باشد- كه هست- نويسنده‌ي اين كتاب كوشيده است سهمي از اين وظيفه را با بررسي گويش سيستان، به‌عنوان مادر زبان فارسي انجام دهد.

كتابي كه پيش روي ماست، به شهادت مقدمه و پيش‌گفتار كتاب حاصل سال‌هاي سال تحقيق و بررسي است و به دليل آن كه نويسنده در تدوين آن از آخرين دستاوردهاي علم زبان‌شناسي بهره گرفته است، درخور تأمل است.

نويسنده فصلي از كتاب را به «شيوه‌ي كار و مباني نظري» اختصاص داده است و در ضمن اين فصل ديدگاه‌هاي خود را از قول دانشمندان زبان‌شناس درباب زبان و اصول آن بيان مي‌دارد و مي‌نويسد كه بنابر توافق همه‌ي دانشمندان زبان‌شناس «دليلي بر اين كه زباني منطقي‌‌تر از زبان ديگر باشد، وجود ندارد»؛ و نيز «هيچ شاهدي مبني‌بر اين‌‌كه زبان‌‌هاي عادي انساني ازنظر پيچيدگي قواعدشان تفاوت فاحشي با‌ هم دارند يا اين‌كه زبان‌‌هايي وجود دارند كه از‌‌نظر وسعت واژگان‌ (يا ساير اجزايشان) بدوي هستند، وجود ندارد» و نيز تبيين اين نكته كه ازلحاظ قوانين علمي و فني زبان‌شناسي، يعني قواعد حاكم بر توصيف زبان‌ها هيچ تفاوت و تمايزي ميان زبان و گويش و لهجه نيست؛ ولي زبان‌شناسان براساس زمينه‌ي فكري خود و مكتب خاصي كه به آن تعلق دارند، از زبان تعريف‌هاي متفاوتي كرده‌اند.

تعريف‌هايي كه نويسنده به‌عنوان نمونه از زبان آورده است، چكيده‌هايي است از مكاتب زبان‌شناسي معتبر امروز دنيا كه كوشيده‌است اين توصيف بر پايه‌ي روش‌هاي علمي آن‌ها مدوّن گردد؛ به عبارت ديگر در پژوهشي كه پيش رو داريد، نقش نظريه‌هاي زبان‌شناسي امروز به‌روشني ديده‌مي‌شود؛

مهم‌ترين نظريه‌‌هاي جهاني در‌باره‌‌ي زبان‌‌هاي بشر- كه در اين كتاب مورد استفاده واقع شده- عبارتند از:

نظريه‌‌ي ساختاري/ ساخت‌گرايي، نظريه‌‌ي زايا-‌ گشتاري، نظريه‌‌ي مقوله و ميزان و نظريه‌‌ي نقش‌گرايي.

براساس اين نظريه‌ها زبان دستگاهي است نظام‌‌دار و متشكل از نشانه‌‌هاي درهم‌‌تنيده كه فردفرد عناصر آن با قواعد و اصول خاصي به‌‌ هم پيوسته‌‌اند. اين مجموعه يك كل يك‌پارچه را تشكيل مي‌‌دهد كه بين اجزاي آن رابطه‌‌ي عمودي و افقي برقرار است و هر عضو در ديگري مؤثر؛ اما الزاما نه كلّ مجموعه شكل اجزا را دارد و نه اجزا مي‌‌توانند وظيفه‌‌اي را كه از كل انتظار مي‌‌رود، انجام دهند.

درهم‌تنيدگي و ارتباط اجزاي اين دستگاه را با هم‌ديگر جز با خود اين دستگاه نمي‌‌توان سنجيد؛ به‌عبارت ديگر، تنها زبان است كه به زبان مي‌‌ماند؛

مهم‌ترين ويژگي اين تحقيق، نگرش به زبان از ديدگاه زبان‌شناسي توصيفي (= هم‌زماني) است

زبان‌شناسي توصيفي (= هم‌زماني) زبان را در يك مقطع زماني بررسي مي‌كند و زبان‌شناس نظير عكاسي است كه گروهي از مردم را در وضعيت به‌خصوصي ثابت نگاه مي‌دارد و آنچه را كه پيش و بعد از برداشتن عكس جريان داشته، ناديده مي‌انگارد.

روش نويسنده در اين كتاب همان است؛ يعني مقطع خاصي از گويش سيستان را ميان سال‌هاي  1335 تا 1350 هجري خورشيدي برگزيده‌ و در محدوده‌ي ‌خاصي از شهر زابل- كه موقعيت آن در پيش‌گفتار كتاب آمده- به جمع‌آوري اطلاعات پرداخته‌است. اين كتاب حاصل توصيف آن اطلاعات است.

در هر بررسي علمي، براي شناخت پديده‌ها بايد آن‌ها را به عناصر كوچك‌تري تقسيم كرد تا شناخت آسان گردد. اين اصل در زبان هم صادق است؛ علم اساسا طبقه‌‌بندي واقعيت‌‌هاست و در نتيجه شناخت سلسله‌ مراتب و رابطه‌‌ي آن‌‌ها نسبت به يك‌ديگر. البته زمينه‌‌هاي بررسي علوم متفاوت است؛ امّا روش كار همه‌‌ي آن‌‌ها يكسان است؛ بدين معنا كه مشاهده‌‌ها و نمونه‌‌برداري‌‌هاي فراوان از پديده‌ها صورت مي‌‌گيرد و در الگوهايي مرتب مي‌‌شود كه نه‌تنها روابط متقابل واقعيت‌‌هاي موجود را توضيح مي‌‌دهد؛ بلكه واقعيت‌‌هاي آينده را نيز تاحدودي پيش‌‌بيني مي‌‌كند؛ بدين گونه با كم‌ترين كوشش، بيشترين اطلاع به ذهن راه مي‌‌يابد و امكان آزمودن فرضيه‌‌ها را به‌دست مي‌‌دهد.

نمونه‌برداري‌ها از واحدهاي مختلف زبان و شناخت جايگاه و رابطه‌ي هر يك با ديگري اساس شناخت زبان است؛ پس ابتدا بايد زبان را به واحدهاي سازنده‌ي آن تجزيه كرد.

كوچك‌ترين واحد زبان، واج و بزرگ‌ترين آن جمله است و اين موضوع ميان همه‌ي زبان‌ها و گويش‌هاي بشري مشترك است. در اين كتاب نيز بحث اصلي با شناخت كوچك‌ترين واحدهاي زبان آغاز مي‌شود. فصل دوّم كتاب، يعني «توصيف واجي گويش سيستان» شامل «توصيف هم‌خوان» و «توصيف واكه» دربرگيرنده‌ي همين مطلب است.

چگونگي آرايش واجي، يعني كنار هم قرار گرفتن واج‌ها و تأثيرات متقابل آن‌ها موضوع بحث فصل سوم كتاب است كه تا پايان اين جلد از كتاب ادامه مي‌يابد.

 

تهیه و تنظیم : علی فیروزکوهی

 

 

 

كتاب با اين نشاني در دسترس شماست:

http://daryaft-pub.com/product/gooyesh-e-sistan-jeld-e-avval