جمعه, 04 بهمن 1398

آثارباستانی سیستان(زابل)

دهانه غلامان

شهر دهانه غلامان در حدود 2  کیلومتری روستای قلعه نو در حدود 44 کیلو متری شهرستان زابل قرار گرفته است  خرابه ها و آثار بناهای این شهر در محوطه ای بسیار وسیع روی تراسی به طول تقریبی 4تا 5 کیلومتر واقع شده است . شهر دهانه غلامان را باستان شناسان ایتالیایی در سال 1960 م یافته و از سال 1962 م تا 1965 این محل را حفاری کردند .

یکی از دلایل قابل توجه و با اهمیت این شهر ، کمبود ویا در حقیقت نبود آثار باستانی از شهرهای دوران هخامنشی است که تا به حال به دست نیامده است . 

 

دهانه غلامان تنها شهر کشف شده از دوران هخامنشیان میباشد . این شهر تاریخی تنها مکان باستانی دوران هخامنشی است که حاکمیت کامل ایران را بر نواحی شرقی آن به خوبی نشان میدهد و تنها شهر باستانی این دوران است که مهندسان آن زمان ، ابتدا نقشه شهر را کشیده و سپس شهر را احداث کرده اند . در اینجا معماری سنتی هخامنشی با معماری بومی سیستان در هم آمیخته است . از طرفی این سایت باستان شناسی که در حدود صد هکتار وسعت دارد کارگاه بزرگی برای پژو هشهای علمی -  تاریخی خواهد بود .

اهمیت دهانه غلامان را از نظر مطالعات باستان شناسی ، معماری و تاریخی و زمینه های گونا گون فرهنگی می توان در چند نکته خلاصه کرد . 

1-     ساختمان شهر بر اساس نقشه ای از پیش تعیین شده و به منظور خاصی بنا گردیده که در میان شهرهای فلات ایران در این دوران بی نظیر ویا کم نظیر است .

2-     دهانه غلامان شاید تنها شهری از این دوران باشد که در آن به وضوح می توان انواع خانه های شخصی و خصوصی مردم را در کنار ساختمانهای دولتی و اجتماعی و مذهبی دید .

3-     دهانه غلامان به احتمال زیاد یکی از نوادر محوطه های باستانی فلات ایران است که اطلاعات مفیدی در مورد آیینهای پرستش رسمی و غیر رسمی ایران باستان را در خود نهفته دارد .

4-     دهانه غلامان تنها شهر یافت شده از دوران هخامنشی است که نشانه های تاثیر پذیری از معماری رسمی و همچنین تاثیر پذیری از معماری محلی و نیز چگونگی تاثیر پذیری از وضعیت آب و هوایی در ترکیب ساختمانهای شهر در آن به چشم می خورد .

اگر بخواهیم تنها به مدارک و شواهد کتبی در مورد (( درانجانا )) یا (( زرنکای )) نامبرده در کتیبه های هخامنشی بسنده کنیم ، می توانیم از کتیبه داریوش بزرگ در بیستون و در فهرست کشورهای تحت حکومت داریوش که از آن با نام (( زرک)) و در ترجمه فارسی (( زرنگ)) نام برده شده و همچنین در کتیبه داریوش در تخت جمشید که به شکل (( زرنگ )) و در کتیبه داریوش در نقش رستم (( زرک)) و نیز دو کتیبه داریوش در شوش و کتیبه خشایار شاه در تخت جمشید نام ببریم . با توجه به این مدارک نمی توانیم انکار کنیم که دهانه غلامان برای مدتی مرکز سیاسی ، اداری و اجتماعی یا در یک کلمه پایتخت (( درانجا نای )) هخامنشی بوده است و باید این شهر را با زرنکای هخامنشی و زرین مورخانی چون کتزیاس و ایزودور خاراکسی یکی بدانیم.

آثار موجود دهانه غلامان بر روی یک سلسله بلندیهای طبیعی به طول تقریبی 5/1 کیلومتر وبه پهنای 300تا 800 متر و در کنار بقایای دلتای قدیمی و خشک سنارود واقع شده است . بر روی سطح زمینهای شهر دهانه غلامان بقایای مادی فرهنگی و بخصوص سفال دیده نمی شود و تنها در بر خی از موارد استثنایی نمونه های فر سوده و شکسته قطعات  سفال که به سبب فرسایش بسیار زیاد غیر قابل تشخیص می باشد دیده می شود . اما ودر هر حال وجود بلندیهایی در روی تراس طبیعی از وجود ساختمانها و بناهای گونا گون خبر می دهند . با توجه به ابعاد بناها و گستردگی آنها در سطح شهر مشخص است که شهر اصلی و اولیه بدون تردید گسترده تر از آنی بوده که امروز دیده می شود و پیمایش در رویسطح زمینهای آن و بازدید و آزمایش بقایای ساختمانی و بزرگی و استحکام آنها ، نشان از وجود شهر معظم و بزرگی دارد که بقایای بسیارس از تاسیسات آن به دلیل فرسایش ناشی از وزش بادهای شدید و طوفانهای شن از بین رفته است .

معماری :

از و یژ گیهای مهم این شهر معماری آن است که به واسطه وزش بادهای معروف 120 روزه سیستان که همواره از شمال غرب به جنوب شرق می وزد ، درهای ورودی کلیه خانه های این شهر یا در ضلع جنوبی ساختمانها قرار دارند یا در مقابل آنها باد شکنی تعبیه شده است .

از خصوصیات دیگر دهانه غلامان نبود آثار برج وبارو و دیوارهای دفاعی است که در حقیقت فقدان قلعه ، دیوار دفاعی ، برجهای تدافعی و دروازه را می توان نوعی ثبات اقتصادی و رونق سیاسی هخا منشیان در ایران بیان کرد . که وجود عوامل دفاعی ضروری نمی ساخته است در حالیکه در بیشتر محوطه های دیگر که مربوط به هزاره اول پیش از میلاد می باشد این استحکامات نظامی و دفاعی وجود داشته است .

بقایای موجود این شهر از دو گروه ساختمان اصلی و تعدادی از بنا های منفرد ترکیب شده است .

یک قسمت شهر در بخش غربی و در درازای آبراهه ای که بعداَ شنهای متحرک آن را کاملا پر کرده اند قرار داشته و بخش دیگر یعنی قسمت شرقی شهر ، به دو بخش برابر تقسیم شده  که آثار آن تا جایی که به نام قبر زردشت خوانده می شود ، ادامه داشته است و مجموعاَ تعداد 27 بنای قابل تشخیص شهر را در بر گرفته است . این بنا ها چه از نظر بزرگی ، اندازه ، چه از نظر نقشه ، ترکیب ، ترتیب اتاقها و سایر اجزای معماری قابل توجه هستند . ساختمانهای شماره 1و 2و 3 در بخش شرقی و بناهای شماره 15و 16و 17و 21و 22 در شمال آبراهه قدیمی و در بخش غربی شهر واقع شده اند . این ساختمانها دارای کار بردهای همگانی و مذهبی و اجتماعی بوده اند . بناهای متوسط ، کوچک و سکونتی شهر در محله مسکونی و در غرب ساختمان بزرگ شماره 3 قرار دارند . در بخش جنوبی و فاصله حدود 2 کیلو متری هسته اصلی شهر ، آثار و بقایای بزرگی وجود دارد که از آن با نام بنای نظامی یا پادگان یاد شده است .

دیوارهای بزرگ و حجیم این بنای عظیم مربع دارای تقریباً 200 متر طول و حدود 3 الی 4 متر پهنا دارد . در طی کاوشهای باستان شناسی مشخص شد که دهانه غلامان واجد کلیه شرایط لازم برای زندگی شهری بوده است که شامل بناهای زیر می باشد .

1-     ساختمان بزرگ عمومی ( ساختمان شماره 1 )

2-      معبد یا ساختمان مقدس ( بنای شماره 3) مرکز بایگانی و خزانه داری ( ساختمان شماره 2 )

3-      محله های مسکونی ، خیابا نها ، کوچه ها ، آبراهه ها ، محله صنعتی و بالا خره محله نظامی که عناصر لازم برای به وجود آ مدن شهر بو ده اند  همگی با درجاتی کم و بیش پذیرفتنی در دهانه غلامان وجود داشته است .

 مهمترین ساختمان شهر بنای معروف به بنای شماره 3 است که با توجه به اجزای معماری و آثار پیدا شده در آن ، به همراه اجاقها و آتشدان – سکو ها و محرابهای موجود نشان دهنده آن است که این بنا دارای کار بردی مذهبی بوده است . آثار سوختگی ، خاکستر و استخوانهای ریز سوخته و نیم سوز داخل اجاقها و در روی سکو – محرابها و برخی مخازن مخصوص نگهداری آتش در این ساختمان دیده شده است که همراه سایر مدارک و شواهد اطلاعات مفیدی راجع به آئین های پرستش رایج در این شهر را به دست می دهند.

پس از بررسی مدارک و شواهد موجود به نظر میرسد آ ئین مردم جامعه دهانه غلامان یا نوعی زردشتی گری ابتدایی و اولیه بوده که در عین ستایش آتش و احتمالاً نوشیدن هوم و انجام قربانی ، زردشتی به معنای شناخته شده آن نبوده اند و یا اینکه پیرو آئین کهنتر ، از نوع هندو ایرانی بوده اند که مربوط به پیش از جدایی هندیان و ایرانیان از یکدیگر بوده است . و آئین مزبور توسط اقوام ایرانی طی مهاجرت خود به سیستان آورده شده است و یا این که بالا خره مذهب رایج در دهانه غلامان آئین خاصی بوده است که از چند و چون آن اطلاع دقیقی در دست نیست . با توجه به کلیه جوانب می توان گفت آئین مر دم دهانه غلا مان یکی از آئین های مشترک ایرانی – هندی منطقه بوده است که به طور خاصی تسامح مذهبی هخا منشیان توانسته به موجو دیت خود در سیستان ادامه دهد .

این شهر احتمالا همان زرگ یاد شده در کتیبه های هخامنشی و زرین مو رخان یونانی است که از نظر محل با زرنج  دوران اسلامی تفاوت دارد .

ساختمان شماره (5) که توسط گروه باستان شناسان ایرانی حفاری شده است و  نیز از مهمترین بناهای شهر بشمار می رود  آثر این بنا در بخش شمال غربی شهر  دهانه غلامان و در روی تراس طبیعی که از زمینهای پست اطراف خود حدود 4 تا 5 متر ارتفاع دارد قرار گرفته است بررسی سطحی زمینی و عکسهای هوایی این ساختمان را به شکل مربع نشان میدهد و چنانکه از طریق همین بررسی ها و عکسها مشهود است بنای مزبور مرکب از 36 اتاق دراز و باریک (11 و11و7و7ردیف اتاق ) می باشد که همگی دارای پلانی مستطیل و یکسان هستند و در چهار ضلع بنا و گرد اگرد یک حیاط مرکزی چهر گوشه با اضلاعی به طول 50 متر قرار گرفته اند . این شکل یکسان و استاندارد بنا و برخی از شباهتهای پلان آن با بناهای موجود سده های ششم و پنجم پیش از میلاد  آ سیای مرکزی ، در نظر اول وجود یک بنای احتمالا مذهبی ستایشگاه و یا آرامگاه را القاء می کند سطح حیاط مزبور کاملا پوشیده از شن و خاک می باشد اما ظواهر موجود گواه آنند که داخل حیاط نیز تاًسیسات و آثار دیگر معماری وجود دارد  بررسی های اولیه نشان میدهد که بنای مزبور حدوداً 2500 متر مربع مساحت دارد و کلیه آن تقریباً سالم است و تنها داخل فضای اتاقها فرو رفتگی هایی حاصله از نشست زمین دیده می شود و در دیواره غربی آن نیز جریان سیلابها باعث تخریب یک یا دو عدد از اطاقها شده است .

مصالح اصلی مورد استفاده در این بنا خشت است خشتها به پنج گروه مختلف تقسیم می شوند که عبارتند از خشتهای بسیار بزرگ در اندازه10در 30در 66 سانتی متر خشتهای بزرگ در اندازه 10در 28 در 50 سانتی متر ، خشتهای متوسط در اندازه 10در 32در 35 سانتی متر ، خشتهای کوچک در اندازه 7در 20در 33 سانتی متر و خشتهای هلالی سقف که اندازه آنها به دلیل عدم تکمیل حفاری کاملا مشخص نیست و تنها پهنای 38 سانتی متری و کلفتی 10 سانتی متری آن شناخته شده هستند . بخشیهایی از بنا دچار حرارت دیدگی بسیار شدید شده بوده است . آثار حرارت در بسیاری از بخشها و بخصوص در جاهایی که استفاده از آتش در آنها محرز است ، مانند اجاقها و کوره ها کاملا َ عیان میباشد . دیوارهای اصلی بنا که با خشتهای بزرگ ساخته شده اند دارای اندودی به قطر تقریبی 2الی 3 سانتی متر می باشد . سطح داخلی دیوارها صاف است و هیچ اثر تزئین در روی آنها دیده نمی شود . کلیه دیوارها دارای شیبی به سوی خارج از بنا هستند و به نظر می آید که ارتفاع اصلی آنها از مرکز ساختمان به سوی خارج بنا به تدریج کم و کمتر می شده است و در نتیجه ارتفاع سقف اتاقهای باریک آن نیز کم شده و آنها را به شکل دالانهای دراز و باریکی در آورده است . این شیب ، به نسبت برابر در کلیه جهات چهار گونه ساختمان وجود دارد و شکل گیری آن را نمی توان به تخریبهای طبیعی ویا انسانی نسبت داد . در بخشهای کاودیده شده بنا ، آثار پنجره و نور گیر دیده نشده است و تنها در گاه های کم عرض اتاقهایاین ساختمان را از یک سو به یکدیگر متصل نموده و از سوی دیگر آنها را به حیاط مرکزی مرتبط می کرده اند . در مجموع می توان گفت ساختمان شماره 15 مانند سایر بناهای بزرگ دهانه غلامان نشانی از بنای همگانی و عام المنفعه دارد و از این جهت می تواند با ساختمانهای شماره 1و 2و 3و 16 همین محل مقایسه شود .

گفته شد شکل ظاهری بنا ، احتمال وجود یک ساختمان مذهبی را القا می کند و حال اضافه می شود که این جا در حقیقت یک کارگاه صنعتی – مذهبی بوده است که به احتمال زیاد کارگران و خدمتکاران آن را نیز کاهنین و روحانیون زمان تشکیل می داده اند . لازم به اشاره است که طی پژوهشهای پیشین  چهار گروه ساختمانی مسکونی ، اداری ، مذهبی و نظامی در دهانه غلامان گزارش شده است اما ظاهراَ آثاری از کارگاههای صنعتی کشف نشده بوده است . آثار موجود در ساختمان شماره 15 صنعتی بودن این بنا را ، حداقل در یک برهه زمانی خاص می رساند .

شهر دهانه غلامان عمر بسیار کوتاهی بین 150 تا 200 سال در سده های ششم و پنجم پیش از میلاد داشته است و بر خلاف بسیاری از شهرهای باستانی دیگر که در طول زمان رشد کرده و از شکل روستاهای کوچک به شکل شهر های بزرگی در آمده اند ، با برنامه ریزی پیش بینی شده و نقشه قبلی و اهداف خاصی بنا شده است و از این جهت نمونه قابل توجهی برای مطالعه روند تاریخ شهر سازی در ایران دوران تاریخی می باشد .

نام باستانی شهر با قطعیت کامل معلوم و مشخص نیست ، اما پژوهشهای انجام شده نشان داده است دهانه غلامان حداقل برای مدت کوتاهی ، مرکز سیاسی ، اداری و اجتماعی و یا به سخن دیگر پایتخت درانگیا نا و یا درانجای هخامنشی بوده است و منطبق با ژرنکای هخامنشی و زرین مورخانی چون کتزیاس و ایزودور خاراکسی می باشد.

شواهد تاریخی نشان داده اند که حتی در دورانی بسیار نزدیک به ما و حدود 5 یا 6 سده پیش ، نام زرنگ ، زرنج ، برای نامیدن یک واهد جغرافیایی مبهم که گاهی قصبه ، ناحیه ، شهر و گاهی ایالتی مورد نظر بوده است به کار رفته است . با این اوصاف به نظر می آید در دوران تاریخی نیز همین ابهام در مورد موقعیت دقیق زرنگ وجود داشته است و هراز گاهی و به مناسبت و دلیلی به یک محل خاص اطلاق می شده است در مورد محل زرک یا زرنکا بین مورخان اختلاف است و این نام حداقل به سه محل مختلف اطلاق شده است که عبارتند از تپه های سرخ داغ در ناد علی ، دهانه غلامان و ویرانه های زاهدان کهنه با وجود تناقض ظاهری بین این اقوال اختلافات اساسی بین این گفته ها موجود نیست زیرا در زمانهای گذشته مانند امروز گروه های مهاجران ، نام اماکن ، کوهها و رودهای محل زندگی خود را به نقاط جدید انتقال می داده اند و عوارض طبیعی ویا شهر های جدید را با آن نامهای قدیمی می خوانده اند و این نکته ای است که در مورد نام زرک – زرنکا – زرین – زرنگ و زرنج مصداق دارد . برخی از پژوهشگران در مورد انطباق ناد علی یا زرنگ دچار اشتباه شده اند و تفاوتی بین زرک هخامنشی و زرین یونانی وزرنج مسلمانان قایل نگردیده اند اما همچنان که گفته شد در دوران پیش از اسلام حداقل دو محل به تناوب با نام زرنگ خوانده می شده اند یکی ناد علی یا شهر زرین پیش از هخا منشی که در زمان هخامنشیان نیز به موجودیت خود ادامه داده است اما دیگر مرکز پایتخت آنان بشمار نمی رفته است دیگری شهر جدید دهانه غلامان و پایتخت درانجانا در 25 کیلو متری شهر پیشین که حدود دو سده مرکز هخامنشیان در سیستان بوده است . همین نکته میتواند در مورد شهر اواخر دوره ساسانی و اوایل عصر اسلامی که بنا به قول استخری مردم آن پس از تخریب (رامشهرستان ) به نقته ای دیگر رفتند وزندگی را در آن نقته9 بنا نهادند .

صادق باشد گفته های بالا مبنی بر جابجایی محل زرنگ را میتوان از سایر نوشته های تاریخی نیز اثتنباط کرد که بنا بر آنها زرنج نام یک محل خاصی  نبوده ا ست بلکه به ناحیه وسیعی اطلاق می شده است ناحیه بزرگ زرنج که پایتخت شاه رتبیل است و چهار فرسخ مساحت دارد . شهر دهانه غلامان با همان سرعتی که به وجود آمده از بین رفته است عدم وجود هر گونه شی قابل وجه ، تمیز بودن و خالی بودن محوطه های حفاری شده از بقایای سکونت نشان دهنده تخلیه شهر با نظم و ترتیب بوده است ودر نتیجه نمی توان عامل خارجی چون جنگ و یا آتش سوزی را در تخلیه و ترک آن دخیل دانست پس از ترک دهانه غلامان در اواخر سده پنجم ونخستین دهه های سده چهارم پیش از میلاد این شهر برای مدت کوتاهی و به صورت فصلی مورد استفاده بیابان گردان و شبانان بوده است و پس از آن شنهای روان به تدریج ساختمانها و بناهای آن را برای مدتی بیش از 2000 سال پوشانده است . 

 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home آثار دهانه غلامان