یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397

مقاله ها

تاریخ نگاری سهل و ممتنع/گفت و گو با قاسم سیاسر

 

اشاره:
استان سیستان و بلوچستان دارای پیشینه ای دراز است که علی رغم پژوهش های مختلف هنوز جای کار بسیار دارد. بدون تردید قاسم سیاسر برجسته ترین نظریه پرداز تاریخ معاصر بلوچستان است. در گفتگویی با ایشان به بررسی پاره ای از موضوعات در حوزه ی تاریخ پرداختیم و به اقتضای مسئولیت ایشان در مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان گذری هم به این بخش داشتیم. آنچه می خوانید محصول این گفتگوست.
چه عواملی باعث گرایش جنابعالی به تاریخ و اسناد شد؟
در دوره ی دبیرستان به تاریخ علاقه مند شدم. دبیر تاریخ من شادروان گلستانه بود ایشان انسان علاقه مند و فرهیخته ای بود و به گونه ای تاریخ را تدریس می کرد که در من علاقه ایجاد کرد. از آن زمان به تاریخ علاقه مند شدم. سال 1366 که دیپلم گرفتم دانشگاه امتحان دادم در دانشگاه هم در انتخاب رشته تاریخ را انتخاب کردم و دانشگاه فردوسی
  فردوسی مشهد قبول شدم. از 1366 تا 1370 در دانشگاه فردوسی دانشکده ی ادبیات دکتر علی شریعتی مشغول تحصیل بودم. در آنجا اساتید خیلی خوبی داشتیم اما دو استاد بودند که روی من تأثیر زیادی گذاشتند. از قضا این دو استاد از نظر فکری نقطه ی مقابل هم بودند یکی شادروان دکتر عبدالهادی حایری نوه ی دختری حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی مؤسس حوزه ی علمیه ی قم که استاد حضرت امام خمینی هم بود. دکتر حایری فارغ التحصیل دانشگاه مونترال کانادا بود. چهار سال هم در دانشگاه برکلی کالیفرنیا تدریس کرده بود. بعد از انقلاب هم به میل خودش به ایران برگشت علی رغم اینکه دانشگاه برکلی مایل به بازگشت ایشان نبود.در آنجا استاد حامد الگار هم با ایشان همکار بودند. استاد حایری ما را با نگاه جدید به تاریخ آشنا کرد ایشان به ما آموخت که ما دو نوع نگرش به تاریخ داریم یکی تاریخ نگاری که در ایران سابقه ی طولانی دارد و دیگری تاریخ پژوهی است که سابقه ی چندانی ندارد و هنوز هم خیلی ضعیف است. دکتر حائری می گفت بر خلاف تصور رایج که خیلی افراد فکر می کنند برای نگارش تاریخ باید ذهن را خالی کرد اتفاقاً برای تبیین تاریخ به معنای تاریخ پژوهی باید ذهن را پر کرد چرا که ذهن خالی پرسش نمی کند. شما برای تبیین تاریخ باید حتماً ایده و چارچوب یا همان فرضیه و نظریه داشته باشید وگر نه در بین انبوه داده ها و اطلاعات گم می شوید. ایشان معتقد بود چارچوب نظری یا فرضیه بر مقام گردآوری اطلاعات هم مقدم است، اگر ایده نداشته باشید نمی توانید به اطلاعات معنا بدهید. معنا بخشیدن به اطلاعات تاریخی کاریست که بدون ایده محقق نمی شود. ایده هم محصول اندیشه ورزی و فکر کردن است ایشان معتقد بود که در دانشگاه باید اندیشیدن را به دانشجویان یاد دهند اما دانشگاهها خودشان را به یاد دادن اندیشه ها محدود کرده اند..
فرد دیگر دکتر عزت اله رادمنش بود ایشان از شاگردان مرحوم دکتر شریعتی بود وی بر خلاف دکتر حائری نگرش ایدئولوژیک داشت اما ایشان یک ویژگی داشت و آن این بود که فکر کردن را به دانشجویان یاد می داد و به آنها می آموخت که چگونه فکر کنند. سر کلاس دانشگاه ایشان ده دقیقه راه می رفت و فکر می کرد تا دانشجویان ببینند و بعد از دانشجویان می خواست که فکر کنند ایشان می گفت اندیشیدن مثل ریاضت کشیدن است بسیار سخت و ملال آور است ولی مهمترین کاری که دانشجویان و اساتید باید بکنند همین است که به سراغ اندیشیدن بروند. این دو استاد بر روی من خیلی تأثیر گذاشتند. سال 74 که به زاهدان آمدم و در مرکز اسناد ملی مشغول به کار شدم علاقه مند بودم که درباره ی تاریخ و فرهنگ استان سیستان و بلوچستان تحقیق کنم از همان ابتدا با توجه به خلایی که در این زمینه به ویژه در حوزه ی بلوچستان وجود داشت بیشتر روی بلوچستان متمرکز شدم. سال 75 همایشی تحت عنوان استان شناسی برگزار شد مقاله ای نوشتم تحت عنوان «نوگرايي و ساخت سنتي بلوچستان» كه خلاصه ي آن چاپ شد. از آن زمان تاكنون همواره دغدغه ي فكري من همين تجدد و ساختار سنتي سیستان و بلوچستان بوده است.
 
به نظر جنابعالي آيا در حوزه ي تاريخ نگاري استان به حد كفايت كار شده يا اينكه در اين حوزه هم نياز به كار است؟
شوربختانه ما درباره ي تاريخ و فرهنگ سيستان و بلوچستان در حوزه ي تاريخ نگاري با كثرت آثار و كتاب ها مواجه هستيم اما با كمال تأسف بايد گفت بيشتر اين آثار حتي در همين زمينه ي تاريخ نگاري هم آثار ضعيفی هستند. بیشتر اين كتابها بيشتر شايسته ي عنوان كتابسازي هستند نه كتاب نگاري يا تأليف كتاب! تاريخ نگاري اصول و قواعدي دارد و يك حوزه ي روشمندي است متأسفانه بيشتر اين آثار گردآوري هاي شتابزده و غيرروش مندي هستند.
توصيه جنابعالي به كساني كه در حوزه ي تاريخ نگاري استان فعاليت مي كنند چيست؟
البته ما بايد از همين آثار هم استفاده بكنيم و چاره اي جز اين نداريم اما بايد حواسمان باشد نقادانه با اين آثار برخورد بكنيم يعني بدون نقد و بررسي از مطالب اینها استفاده نشود. البته من همه ي آثار پديد آمده در حوزه ي تاريخ نگاري استان را رد نمي كنم و همه را با يك چوب نمي زنم ترديدي ندارم كه آثار تاريخ نگاري ارزشمندی هم داريم كتاب حكايت بلوچ محمود زندمقدم اثر ارزشمندي است كه البته بايد نقادانه از مطالب آن بهره بگیریم. ايشان مي گويد من هر چه شنيده ام نوشته ام اما صحت و سقم اینها را كسي که استفاده مي كند از طریق مقایسه با منابع دیگر در یابد؛ولي ديده ام كه بعضي ها مطالب كتاب را بدون نقد مورد استفاده قرار مي دهند و فكر مي كنند كه چون در آن كتاب آمده صحيح است در حالي كه اين چنين نيست.
 
در سال هاي اخير گرفتار يك بيماري شده ايم تحت عنوان بيماري كتاب سازي! از اين طرف انتشار كتاب هم سهل و ساده شده است. به نظر مي رسد وسوسه ي انتشار كتاب خيلي هم قوي است. بعضی فكر مي كنند همين كه چند كتاب چاپ بكنند جزو نويسندگان و مؤلفين برجسته مي شوند. افرادی هم هستند که فكر مي كنند هر چه بيشتر كتاب چاپ كنند نويسنده و مؤلف مهمتري مي شوند. اين عوامل به نظر من باعث شده ما در حوزه ي علوم انساني بخصوص تاريخ با انبوهي از آثار ضعيف مواجه بشويم. چيزي كه جاي آن در استان خالي است مقوله نقد‌ است. ما به ندرت نقد آثار منتشره درباره ي استانرا وجهه ی همت خویش کرده ایم به همين دليل افرادي كتابهاي ضعيفی چاپ مي كنند و چون مي بينند كسي راجع به ايرادات و ضعف هاي كتاب شان حرف نمي زند تصور مي كنند كارشان عالي و خالي از نقص است. در حاليكه پژوهش در حوزه ي تاريخ و فرهنگ استان يك كار سهل و ممتنع است يعني بر خلاف تصور خيلي از افرادي كه فكر مي كنند تاريخ نگاري بسيار ساده و راحت است اتفاقاً كاري بسيار دشوار و طاقت سوز است.
تاريخ پژوهي با توجه به اهميتي كه دارد چه مكانيزم و ابزارهايي لازم دارد؟
مهمترين وجه تمايز تاريخ پژوهي از تاريخ نگاري به نظر من يك كلمه است تئوري! حالا اسم اين را هر چه مي خواهيد بگذاريد نظريه، فرضيه، چارچوب نظري يا هر اسم ديگري كه مي خواهيد بگذاريد. براي نظريه پردازي در حوزه ي تاريخ، محقق بايد اهل انديشه باشد با مكاتب فكري مختلف در اين حوزه آشنا باشد و بداند چگونه با اطلاعات و داده ها نقادانه برخورد بكند تا بتواند به اين داده ها معنا بدهد. تاريخ پژوهي به معناي حقيقي كلمه باعث مي شود ما به خود آگاهي تاريخي و تاريخ مندي دست پيدا بكنيم اما تاريخ نگاري به معناي سخيف كلمه باعث مي شود ذهن ما در گذشته بماند و اسير گذشته بشود.
آيا تاريخ نگاري و تاريخ پژوهي با تاريخ تحليلي متفاوت هستند؟
بين تاريخ تحليلي و تاريخ پژوهي خيلي مرز مشخصي وجود ندارد. مي توان گفت تاريخ پژوهي يك مقداري بيشتر از تاريخ تحليلي به نظريه و چارچوب نظري تكيه مي كند و سعي مي كند با تكيه بر يك الگوي نظري به تاريخ معنا بدهد. فكر مي كنم امروز ديگر نتوانيم اين دو گونه را خيلي از هم جدا بكنيم. امروز درك عميق تري از تاريخ پژوهي پيدا كرده ايم شايد تاريخ تحليلي مربوط به زماني بود كه خيلي جدي وارد مباحث مرتبط با تاريخ پژوهي نشده بوديم.
انتشار اسناد در كجاي شيوه هاي پرداختن به تاريخ قرار مي گيرد؟
در حوزه ي تاريخ دو مرحله داريم. بدون توجه به تقدم و تأخر این دو باید گفت يك مرحله گردآوري اطلاعات است و مرحله ي دیگر تحليل و داوري است. تفاوت تاريخ نگاري و تاريخ پژوهي هم در همين دو مرحله مشخص مي شود. آثاري كه در حوزه ي تاريخ پژوهي قرار مي گيرند واجد هر دو مرحله هستند هم گردآوري و هم تحليل و داوري اما تاريخ نگاري فقط در مرحله ي گردآوري متوقف مي شود. انتشار اسناد، تاريخ نگاري محسوب نمي شود بلكه در واقع گردآوري يك سري اطلاعات است تا محقق بتواند از اين اطلاعات بهره بگيرد ولي طبيعي است كه در بهره گيري از اسناد هم بايد بسيار محتاط باشيم و سعي كنيم از اين اسناد نقادانه بهره بگيريم صرف وجود يك سند معنايش اين نيست كه حتماً درست است و وحي منزل است.
آيا از تاريخ پژوهي مي توانيم به تاريخ منطقه اشراف پيدا كنيم؟
در تاريخ پژوهي شما به صورت عميق تر و دقيق تر با گذشته روبرو مي شويد و مي توانيد معنايي در واقع به دست بياوريد كه چشم انداز خوبي براي آينده هم باشد. ما بايدمیان گذشته و درك و دريافت گذشته تفاوت قائل بشويم؛ تاريخ يعني درك و دريافت گذشته،‌ يعني صورت بندي گذشته. تاريخ پژوهي سعي مي كند صورت بندي از گذشته ارايه بدهد كه راه را براي ورود به آينده هموار كند از منظر تاریخ پژوهی تاریخ یعنی تبارشناسی زمان حال که می تواند ما را به تاريخمندي و خودآگاهي تاريخ برساند. براي صورت بندي بهتر گذشته ما بايد معرفت تاريخي خودمان را غني كنيم و ارتقاء ببخشيم، معرفت تاريخي يعني ابزاري كه ما با تكيه بر آن مي توانيم از گذشته رمزگشايي كنيم و درك جديدي از گذشته پيدا كنيم اين ابزار، ابزار نظري است و با حوزه ي ذهن سر و كار دارد تاريخ پژوهي يعني انديشه ورزي كه البته بديهي است كار خيلي سختي است چون به قول انيشتن سخت ترين كار دنيا فكر كردن است.
در تعريفي از تاريخ گفته شده است كه تاريخ يعني بازسازي گذشته به نزديكترين شكل ممكن با اصل واقعه نظر جنابعالي در اين مورد چيست؟
 
تاریخ یعنی بازآفرینی گذشته ، گذشته ای که دیگر وجود ندارد به همین دلیل مورخ و پژوهنده هیچگاه نمی تواند پی ببرد که درک و دریافت وی از گذشته چه اندازه با واقعیت منطبق است. یکی از فیلسوفان معتقد است:تاریخ چیزی جز تاریخ معاصر نیست. سخن مزبور بدین معناست که درک ما از گذشته درک معاصری است.امروز بیشتر معنابخشی به گذشته مورد توجه است و بندرت کسی یافت می شود که مدعی بازسازی گذشته به معنای عینی کلمه باشد.
هدف شما از تحقیق پیرامون استان چیست؟
سعی کرده ام گوشه هاي ناشناخته تاريخ استان روشن شود و درك جديدتري از تاريخ استان به ويژه تاريخ معاصر كه كمتر بررسي شده- ارائه دهم.
اولين كتاب شما
اولين كتاب من تاريخ پيدايش شهر زاهدان بود كه در 1382 به چاپ رسيده و بقيه ي آثار عبارتند از: 2-مناسبات سرداران علماء‌ و تحصيل كردگان بلوچ با دولت مُدرن 3-تاريخچه آموزش و پرورش سيستان و بلوچستان با همكاري دكتر محمدتقي رخشاني 4-سيستان و بلوچستان در روزگار پهلوي 5-خاطرات حاج محمدمهدي گرگيچ با همكاري احمدرضا كاميار 6-تاريخ فرهنگ سيستان 7-سه مجلد از دانش نامه فرهنگ تمدن سيستان و بلوچستان به اهتمام اينجانب و دكتر محمدتقي رخشاني منتشر شد 8-آخرين اثر آماده انتشار اينجانب كه صفحه آرائي هم شده و از سوي انتشارات تفتان منتشر مي شود كتابي است سخت عنوان «تجدد،‌ گروگان سنت؛ نقد ذهنيت تاريخ زده ي مردم سيستان و بلوچستان» 9-تعداد زيادي مقاله در زمينه ي تاريخ و فرهنگ استان در مجلات گوناگون منتشر كرده ام.
شما با دكتر رخشاني هم اثر مشترك منتشر كرده ايد علت همكاري شما با هم چه بوده است؟
اينجانب و دكتر رخشاني علاوه بر سابقه ي دوستي طولاني كه با يكديگر داريم در حوزه ي تاريخ نيز ديدگاه هاي مشترك زيادي داريم و با روحيات و اخلاق يكديگر آشنا هستيم به همين دليل از معدود افرادي هستيم كه مي توانند با يكديگر کارمشترك انجام دهیم .
آيا تاكنون اثري در حوزه ي تاريخ استان منتشر شده كه روي شما تأثير عميقي بر جاي نهد و شوق تحقيق را در شما برانگيزد؟
يك كتاب است كه به نظر من با وجود اينكه سالهاست از انتشار آن گذشته هنوز هم اثر ارزشمندي است. كتاب مزبور «سازمان سياسي حكومت محلي بنت» تأليف محمد برقعي است كه قبل از انقلاب چاپ شده است. برقعي ماه ها در منطقه بنت زندگي كرده و سختي و مرارت زيادي را به جان خريده است. اثري هم كه پديد آورده، اثر ارزشمندي است.
با اين بحران كتاب خواني، چه ضرورتي به انتشار كتاب است؟
به نظر من با وجود مشكلات زيادي كه در زمينه ي كتاب خواني وجود دارد چنانچه آثار عميق و قابل اعتنايي منتشر شوند هنوز هم به اندازه ي كافي خواننده پيدا خواهند كرد.
براي نويسندگان مبتدي و تازه كار چه پيشنهادي داريد؟
پيشنهاد مي كنم براي انتشار كتاب عجله نكنند چون بعد پشيمان خواهند شد. كتاب در حقيقت شناسنامه ي يك نويسنده است.
كارنامه ي يك نويسنده را با كتب و مقالاتش مي شناسند. اگر اثر ضعيفي در كارنامه ي شما باشد هيچ وقت نمي توانيد آن را حذف كنيد. افراد زيادي را مي شناسم كه در جواني عجله كرده اند و كتاب چاپ كرده اند بعد هم پشيمان شده اند اما كاري از دستشان بر نمي آيد.
آثار زيادي توسط نويسندگان غيربومي درباره ي بلوچستان نوشته شده، چرا نويسندگان بومي استان در بويژه حوزه ي بلوچستان كمتر كار كرده اند؟
ما البته سپاسگزار و مرهون همه ي افرادي هستيم كه درباره ي تاريخ و فرهنگ استان ما زحمت كشيده اند. انصافاً چند اثر خوب هم از نويسندگان غيربومي درباره ي استان منتشر شده است؛ اما اين انتقاد به ما مردم استان هم وارد است كه درباره ي تاريخ و فرهنگ خودمان كمتر كار كرده ايم. اميدوارم نويسندگان پركار و مايه وري ظهور كنند و اين خلاء را به بهترين شكل پر كنند.
آيا در كتابخانه ملي تمامي آثار مربوط به استان گردآوري شده است؟
تلاش كرده ايم تا جايي كه ممكن است آثار مرتبط با استان را در مركز اسناد و كتابخانه ملي استان گرد آوريم اما به اين سئوال شما هيچ وقت پاسخ قطعي نمي توان داد چرا كه ممكن است آثاري درباره ي استان باشد و ما به هر دليل از وجود آنها بي خبر باشيم. اين موضوع درباره ي مقالات و منابع غيركتابي بيشتر صادق است و دسترسي به اينگونه آثار و گردآوري آنها بسيار دشوار است با اين وجود براي گردآوري آثار استان از هيچ تلاشی مضايقه نمي كنيم. از همه ي فرهيختگان و اهل قلم هم درخواست مي كنیم ما را در اين زمينه ياري دهند.
مركز اسناد و كتابخانه ملي استان در زمينه ي گردآوري آثار چه جايگاهي دارد؟
بر اساس قانون اين مركز متولي گردآوري و ساماندهي ميراث مكتوب استان سيستان و بلوچستان است و وظيفه دارد همه ي اين منابع را گردآوري كند. ما در اين مركز دو گروه داريم؛ گروه اسناد آرشيوي و گروه كتابخانه. در واقع تلاش مي كنيم مركز ما به حافظه ي استان تبديل شود و حتي روايات شفاهي را هم ثبت و ضبط مي كنيم.
درباره ي كساني كه قصد اهداء‌ آثارشان را دارند چه كاري انجام مي دهيد؟
اين افراد مي توانند به سهولت اين كار را انجام دهند. در حال حاضر در زمينه ي اهداء كتاب، مركز ما و استان ما ركورددار است. شادروان سياوش پرواز و استاد ايرج افشار سيستاني در اين حوزه به عنوان الگو معرفي شده اند. ما از همه ي كساني كه قصد اهداء آثارشان اعم از اسناد، كتاب ها، منابع غيركتابي و آثار هنري شان را دارند استقبال مي كنيم و از آنها مي خواهيم به سنت حسنه ي اهداء آثار فرهنگي در استان بپيوندند.
در پايان براي همه ي خوانندگان آثار فرهنگي و پديدآوردندگان اين آثار در استان آرزوي موفقيت دارم و اميدوارم همه ي ما آستانه ي تحمل مان را افزايش دهيم؛ از نقد نهراسيم و نقدپذير باشيم. انشاءا... استان ما به سمتي حركت كند كه آثار منتشره مورد نقد قرار گيرد و مردم به شيوه اي علمي، ارزش آثار را مورد ارزيابي قرار دهند.

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home