پنج شنبه, 28 تیر 1397

مقاله ها

روزگار معلمی چگونه گذشت/محمد ریگی

اشاره: 
روزهای خاص، نشان هایی هستند که به ما یادآوری می کنند نگاهی ویژه به موضوعی ویژه داشته باشیم. دوازدهم اردیبهشت روز شهادت علامه مطهری و روز معلم است. معلمی شغل انبیاست و علی رغم فراز و فرودهای اقتصادی و اجتماعی بر طبق آخرین نظرسنجی ها هنوز هم معلمان، محبوب ترین اقشار اجتماعی هستند. این سخن بارها گفته شده که اگر چه معلمان زیاد هستند اما زیادی نیستند و باید در جایگاه خود بنشینند چرا که آینده ی جهان از آن ملتی است که آموزش و پرورش توانمندتری داشته باشد. معلمان رکنی اساسی از این نهاد اجتماعی هستند که اگر آگاهی، آزادی و رضایت داشته باشند، نسلی را تربیت می کنند که مایه ی پیشرفت و سربلندی ایران زمین در جهان باشد. به مناسبت روز معلم به دیدار معلمی رفتیم که سی سال عشق و علاقه اش را به معلمی حفظ کرده و گفتنی های بسیار دارد. آنچه می خوانید محصول
  این گفتگوست.

خودتان را معرفی کنید.
محمدعلی ریگی هستم متولد 1328 میرجاوه، لیسانس زبان و ادبیات فارسی
کی و چطور استخدام شدید؟
سال 1356 از طریق دانشگاه جندی شاپور چون تعهد خدمت دبیری داشتم مستقیماً به وزارت آموزش و پرورش معرفی شدم و در تهران در حضور معاون آموزشی وزیر محل خدمتم را خودم در ایرانشهر انتخاب کردم با این نگاه که به مناطق محروم خدمت کنم اما چون با ساواک آن زمان برخورد پیدا کردم با عنایت به اینکه آزمایشی بودم به دستور رییس ساواک محل خدمتم را از ایرانشهر به مرکز استان تغییر دادند تا تحت نظر باشم در حالیکه این کار به نفع من شد و مصداق عدو سبب خیر بود در ایرانشهر فاقد مسکن بودم اما در زاهدان در مسکن اجاره ای پدر خانمم اسکان یافتم.
دوره های تدریس دیده بودید؟
بله در دانشگاه رشته ی دبیری بودم اما بعد از استخدام هم دوره های مختلف گذراندم
سال اول چقدر مسلط بودید به تدریس؟
در رشته ی خودم نسبتاً مسلط بودم چون وقتی منتقل زاهدان شدم به دستور مدیرکل وقت آقای خوشروصفت جانشین مدرس دانشسرای راهنمایی تحصیلی آقای تابش شدم و همکار آقای غلامرضا عمرانی بهترین دبیر ادبیات آن زمان شدم که ایشان در موقع تقسیم دروس از من پرسید در تدریس متون مسلط هستی یا دستور زبان که من دستور زبان فارسی را انتخاب کردم. آقای نصرت پناه که معلم خودم بود و در آن زمان مدیر گروه ادبیات بود همکار من شد.
با چقدر حقوق استخدام شدید؟
حدود 1900 تومان اما چون دبیر ادبیات در ایرانشهر کم بود علاوه بر موظفی دو شیفت 36 ساعت حق التدریس هم داشتم که جمعاً شش هزار تومان حق التدریس می گرفتم.
وضعیت معیشت خوب بود؟
بسیار عالی بود. در همان سال ها بعد از پیروزی انقلاب با دریافت حق التدریس و طرح کارانه پیکان جوانان صفر به مبلغ سی هزار تومان خریدم.
رابطه دبیران با همدیگر چطور بود؟
صمیمانه و ایثارگرانه بود چون همه ی ما به دریای مردم جهت پیروزی انقلاب پیوسته بودیم، نژاد و مذهب در بین ما اصلاً مطرح نبود. عین برادر بودیم.
فضای آموزش و پرورش به عنوان یک اداره؟
قبل از انقلاب نسبتاً امنیتی بود اما دبیران به هیچ وجه زیر بار قوانین رؤسا نمی رفتند هر گاه می خواستند کلاس می رفتند و هر گاه می خواستند اعتصاب می کردند از جمله خودم که از آبان تا پیروزی انقلاب کلاس نرفتم ولی حقوقم را پرداخت می کردند. گاهی برای به هم زدن کلاس های همکاران و اقامه ی نماز وحدت به دبیرستانهای دخترانه می رفتم دو بار هم امام جماعت در دبیرستان پروین بودم. که مولوی های وقت به حقیر امام النسا لقب دادند.
وضعیت دانش آموزان از نظر یادگیری چگونه بود؟
نسبتاً خوب بود، فضای رقابتی بود یک گروهی سیاسی بودند و اقلیتی از فرزندان کارمندان و نظامیان فقط درس خوان بودند و با رقابت درس می خواندند و کاری به سیاست نداشتند.
معلم نمونه و تشویقی هم بود؟
نشنیدم واقعاً یادم نیست قبل از انقلاب اگر هم بوده من در جریان نبودم.
فضای درس خواندن بعد از انقلاب چگونه بود؟
بعد از انقلاب دبیران با جان و دل کار می کردند و دانش آموزان در رقابت بودند چون در همان سال از دبیرستان پروین نزدیک به سی درصد دانش آموزان ریاضی من در رشته های مهندسی قبول شدند که حالا برخی جزو بازنشستگان هستند.
تغییرات کتاب ها چگونه بود؟
اول که کلاً رفت روی متون قدیم و تفاسیر که واقعاً برای بیشتر معلم ها تدریس این کتابها مشکل بود چون قبل از انقلاب کتاب های ادبیات متون خیلی خوبی داشت. بعد اعتراض دبیران موجب گردید که مسئولین تجدیدنظر کنند و کتابهای جدیدی تألیف شد که تقریباً از متون انقلابی معاصر بود و دروس اخلاقی قدیم چون گلستان سعدی، کلیله و دمنه و مرزبان نامه که هم سیاست بودند و هم اخلاق بودند. از شاعرای معاصر شاملو، مشیری، اخوان، نیما حتی سیاوش کسرایی، داستانهای جلال آل احمد، جمال میرصادقی و سایر معاصرین در کتاب ها بود.
دستور زبان هم بر مبنای زبان شناسی جدید یعنی ساخت گرایی تعریف شد و دستورهای سنتی را تقریباً از کتاب ها برداشتند که این امر نیاز به بازآموزی و دانش افزایی معلمان داشت که خیلی دوره ی زبان شناسی ندیده بودند که این دوره ها برگزار شد که در تابستانهای متوالی بود هم در استان خودمان و هم در استانهای دیگر و یا تهران بود در یک دوره آقای غلامرضا عمرانی به عنوان مدرس از مشهد آمدند و خیلی زحمت کشیدند.
بازنشستگی چگونه بود؟
سال 82 که من بازنشسته شدم با حقوق 190 هزار تومان بازنشست شدم که در واقع بدترین شرایط زندگی من بود بچه هایم وارد دانشگاه شده بودند یکی تهران درس می خوند و بقیه در دبیرستانهای غیرانتفاعی بودند و تأمین هزینه های آنها به ویژه در تهران برایم بسیار مشکل بود.
بعد از سی سال خدمت در آموزش و پرورش راضی بودید؟
چه عرض کنم، اگر راضی نباشم چه کار می توانم بکنم، راضی به رضای خدا هستم، خودم خواستم.
دوباره معلم می شوید؟
انشاءاله چون معلمی را خیلی دوست دارم، خودم انتخاب کردم
از برخورد دانش آموزان خارج مدرسه خاطره ای دارید؟
بله در سال 84 در دبیرستان شبانه روزی دانشگاه علوم دریایی چابهار پروازی برای تدریس می رفتم، جمعه ها از زاهدان به چابهار می رفتم یک روز وقتی از پلکان هواپیما پیاده شدم دیدم چند ماشین پای پلکان هستند و فضا حالت امنیتی دارد کمی نگران شدم دیدم که آقای موسوی امام جمعه چابهار بعد از من پیاده شد فهمیدم برای استقبال ایشان آمده اند. همین که پیاده شدم پاسداری قدبلند جلو آمد مرا بغل کرد راستش اول وحشت کردم اما وقتی صورتم را بوسید و با مهربانی با من برخورد کرد گفتم آشناست، خودش را معرفی کرد و گفت من شاگرد شما بوده ام. خیلی خوشحال شدم از این نمونه تا بخواهید هست.
کدام رؤسا و مدیران کل برای شما مطلوب تر بودند و از آنها راضی بودید؟
از اکثر مدیران بومی و غیربومی از جمله نامی، سلطان زاده، ورهرام و بعد از آنها از آقای عرفانی خیلی راضی هستم که نسبت به من آقای عرفانی خیلی محبت و لطف داشت.
حرف آخر؟
در حال و هوای روز معلم هستیم و این روز هم به خاطر شهادت یکی از مجاهدین فرهنگی انقلاب اسلامی نامگذاری شده است برای تداوم انقلاب و گذر از این چالش هایی که انقلاب با آن روبروست انتظار دارم که مسئولان به جای تکریم از یک روز یا هفته به نام معلم اندیشه های انقلابیون فرهنگی، چه روحانی و چه غیرروحانی به ویژه این شهید بزرگوار را که روز معلم روز شهادت اوست تبیین کنند و در اختیار معلمان بگذارند تا معلمان مسلح به مبانی انقلاب شده و دغدغه ی معیشتی معلمان رفع شود چون انسان مضطربِ پریشان در عمل موفق نخواهد شد و محصول آنان سازندگان جامعه ی آینده و مدیران آینده ی این انقلاب هستند که باید برای تداوم انقلاب معتقد به مبنای انقلاب اسلامی باشند.
از وقتی که در اختیار ما گذاشتید سپاسگزاریم
من هم ممنونم مخصوصاً برای اینکه سئوالات صرفاً معلمی پرسیدید.

 

 منبع : روزنامه زاهدان

 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home