شنبه, 16 آذر 1398

ملتی که تاریخ خود را نداند مجبور است آنرا دوباره تکرار کند.

 

مهندس فریبرز فیروزی جهانتیغ مسئول مجمع توسعه اجتماعی سیستان

به نام خدا

کیانسه-کاملترین مرحله برای انجام هر برنامه ای، به باور و یقین رسیدن به آن است. گویا مسئولین محترم در میراث فرهنگی کشور در گذشته، به باور نرسیده اند که بناهای تاریخی گویای هویت تاریخی یک ملت به شمار میروند و همین بناها و آثار هستند که چگونه زیستن هر ملت را در گذشته نشان میدهند و به قول جواهر لعل نهرو، “ملتی که تاریخ خود را نداند مجبور است آنرا دوباره تکرار کند”.شوق دیدار آرامگاه یعقوب لیث صفاری ،دوری و زمان را بی اثر ساخته بود وفقط راه بود که مارا به خود می خواند ولحظه لحظه ودم به دم آتش اشتیاق شعله ورتر وسکوت سنگین همراهان کشیده تر و دامنه دار تر می شد گاهی فقط یادی از گذر خاطره می گذشت وبه دربار شهریار ایران زمین می رسید که به شاعر دربارش با زبان مادریش می گفت چیزی که اندر نیابم چرا باید گفت ونخستین شعر پارسی سروده شده که

“جز تونزاد آدم وحوانکشت،

شیر نهادی به دل وبر منشت،

معجز پیغمبر مکی تویی،

 به منش و،به کنش و، به گوشت

اراده یی که به زایش فرزندان دانایی وخرد ایرانیان/فردوسی،فرخی،مولوی،حافظ وسعدی

دربوستان فرهنگ وادب پارسی انجامید وباز سکوت وباز راه وباز بازخوانی فرازی دیگر که به نظر می رسید صدای یعقوب را از فراسوی زمان می شنویم که مردم سرزمینش یاد آور می شد که”بسیار گفتی حکومت عباسیان برغدرو مکر بنا کرده اند وسپس حجت می آورد که “مگر ندیدی با بوسلمه،بومسلم وبا بوفضل با آن خوبیها چه کردند، پس برهیچ کس مباد که بدیشان اعتماد کند.به بغداد لشکر می کشد دربستر بیماری نیز مامور خلیفه را به شمشیر حواله می دهد و. آرامگاه ،آرامگاهی کوچک ومحقر ونه درخور وشایسته ی شهریار ایران زمین ،اما پر ازراز وگفتگوهای بسیار ،آرامگاهی که اینک درگاه نیاز نیازمندان ودرراه ماندگان است که هرکدام با بستن پارچه ای از روح بلند یعقوب یاری خواسته اند وای بسا گره های بسیار که اینجا گشوده شده این جایگاه البته نه شایسته مردیست که  در روز هفتاد رکعت نماز می خواند ومردمش اورا امیر المومنین  می خواندند و نه درخور وشایسته ی شهریاری که به سربلندی فرزندان میهنش قامت برافراشته وزبان مادریش را پاس داشته ودشمنان ایران را خواروکوچک کرده سازمان میراث فرهنگی کشور که رسالت تبیین وتعریف بنیادهای هویت فرهنگی این سرزمین را برعهده دارد اگر اراده ای برای بازشناسی بزرگان تاثیر گزار نشان ندهد وپیوند نوجوانان وآینده سازان را بامیراث نام آورانش برقرار نسازد باید چشم انتظار تکرار تلخ کامیهای تاریخش باشد پس شایسته است همتی شود ودستی از آستین سازمان میراث فرهنگی برای شناخت بزرگان بیرون آید……….تصاویر گویای عرایض بنده نسبت به بی توجهی مسئولین به این بنای تاریخی میباشد.

 

فریبرز فیروزی جهان تیغ


 

نظرات  

 
+1 #3 علي
اگر جوانان وطن و منطقه كمپيني براي بازسازي مزار يعقوب ليث تشكيل مي دادند . خوب بود.
بازگو کردن
 
 
+1 #2 علي
س. ديدار شما از مزار يعقوب ليث فرخنده و خوب است . ما بايد به فكر مواريث فرهنگي و تاريخي خود باشيم. لازم است براي بازسازي اين اثر يك اقدام ملي كنيم خصوصاً توسط ما سيستانيها .
اما با اين روحيه و رويه نمي دانم به جايي مي رويم. افتخار ما همه سرمايه هاي اجتماعي ما در گذشته و حال هستند . يكي از راهها تمركز همگان بر سر موضوعات مهم و مشترك است.
اما با اين كارها بايد گفت : يعقوب آسوده بخواب كه ما بيداريم.
بازگو کردن
 
 
-1 #1 بزی
اقای فیروزی من شما رو میشناسم مجمع دتشکیل دادین ولی هیچ جلسه ای با مسولین ادارات سیستانو فرماندار و نمایندگان سیستان ندارید و فقط کار الکی میکنید//
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت ملتی که تاریخ خود را نداند مجبور است آنرا دوباره تکرار کند.