چهارشنبه, 09 بهمن 1398

سیگار و سرطان قسمت پنجم/دکتر شیخ نژاد

به نام خدا

مطمئنا کسی که در آمریکا زندگی می­کند، آن هم در نیمه آخر قرن بیستم، باید کور،  کر، و احمق باشد که از خطر واقعی یا خیالی کشیدن سیگار بی اطلاع باشد. با این حال کشیدن سیگار انتخاب فردی است مثل راننده ­ای که انتخاب می­کند آبجو بخورد و بعد هم به تیر چراغ برق بزند.

نامه­ سرگشاده ­ای از صنعت تنباکو، 1988

 

در 1961، انجمن سرطان آمریکا، انجمن قلب آمریکا و انجمن ملی سل، مشترکا نامه ­ای به رئیس جمهور (جان اف کندی) نوشتند و از او خواستند تا گروهی برای تحقیق و بررسی اثر سیگار بر سلامت مردم، تشکیل دهد. در این نامه پیشنهاد شد، کمیسیون برای رفع مشکل سلامت مردم راه حلی پیدا کند، که به آزادی صنعت سیگار و خوشی مردم هم آسیب چندانی نرسد. راه حلی که هم جدی و هم مسالمت آمیز باشد- به طور شفاف رابطه بین سرطان، امراض ریوی، بیماری­های قلبی و سیگار برای عموم روشن شود ولی تهدید آشکاری علیه آزادی صنایع سیگار سازی هم نباشد. این معضل به ظاهر حل نشدنی از طرف کندی به رئیس کل بهداری آمریکا، لوتر تری واگذار شد.

تری ده عضو برای این کمیته انتخاب کرد. در 9 جلسه به مدت سیزده ماه، این گروه در اطاقی نیمه مبلمان زیر نور نئون در کتابخانه ملی پزشکی، ساختمان سیمانی مدرنی در انستیتو بهداشت آمریکا گرد هم آمدند. جاسیگاری ­های روی میز پر بود از ته مانده سیگارهایی که می­کشیدند. افراد این کمیته درست نیمی سیگاری و نیمی غیر سیگاری بودند. در میان این گروه افرادی چنان معتاد به سیگار بودند که اطلاعات مربوط به سرطان­زایی سیگار نمی­توانست آنان را متقاعد کند که سیگار نکشند. کمیته از چندین آزمایشگاه بازدید کرد. اطلاعات لازم از، مصاحبه­ها، نظرات و گواهی افراد گوناگون، 6000 مقاله، 1200 مجله و 155 زیست شناس، شیمیدان، فیزیکدان، ریاضیدان و  متخصص اپیدمیولوژی جمع آوری شد. نتایج تحقیقات بالینی گزارش شده از یک میلیون و صد و بیست و سه هزار نفر زن و مرد بود-بیش از هر گزارش اپیدمیولوژی که تا آن زمان انجام شده بود.

یازدهم ژانویه 1964،گزارش لوتر تری در 387 صفحه مثل بمبی در اطاقی مملو از خبرنگار و روزنامه­نگار صدا کرد. روز شنبه سردی را برای این کار انتخاب کردند که بازار سهام تعطیل باشد؛ زیرا اثرات این گزارش در اقتصاد کشور انکار نا پذیر بود. برای مهار این بمب، درهای وزارتخانه را پس از ورود خبرنگاران بستند. تری به جایگاه سخنرانی رفت. اعضای کمیته با لباس تیره پشت سر او نشستند. وقتی تری با احتیاط صحبت می­کرد، تنها صدایی که به گوش می­رسید، قلم و کاغذ خبرنگاران بود که مطالب را یاداشت می­کردند. صبح روز بعد، این گزارش در صفحه اول همه­ روزنامه­ها بود و این خبر از هر رادیو و تلوزیونی در ایالات متحده و کشورهای خارج پخش شد.

          در کشوری که این قدر به سرطان وسواس پیدا کرده بود، ربط دادن یک سرطان اصلی به یک عامل قابل پیشگیری، انتظار می­رفت که با واکنش زیادی رو برو شود. اما این خبر صفحات اول روزنامه­ها در واشنگتن، با واکنش سردی رو برو شد. با اینکه تبلیغات سوء زیاد بود، جورج ویزمن مسئول روابط عمومی در نامه­ای به رئیس شرکت سیگارسازی فیلیپ موریس نوشت، "احساس می­کنم که واکنش مردم به این خبر خیلی شدید نبود که باعث نگرانی شود. مطمئنا آنطور نبود که مخالفان با تبر بروند و کافه­ها را به هم بریزند."

حتی اگر گزارش موقتا توانسته بود بحث و جدل علمی برانگیزد، قوانین جلوگیری کننده از مصرف سیگار "تبر" از خیلی وقت پیش بی اثر مانده بود. از زمان تلاش نمایشی و بی ثمر کنترل مواد الکلی، کنگره به طور آشکار، قدرت دولت را در کنترل کارخانه­ها سلب کرده بود. سازمان­های دولتی معدودی در کنترل مستقیم صنایع نقش داشتند. حتی اگر گزارش رئیس کل بهداری بهترین دلایل را هم برای کنترل صنعت تنباکو ارائه می­داد، واشنگتن نمی­توانست کاری بکند.

آن­ها می­دانستند که کنگره، در این گونه موارد، با منافع تولید کنندگان سیگار همسو خواهد بود. تنباکو خون رگ حیات اقتصاد ایالات جنوب آمریکا بود و صنعت تنباکو طی سال­ها آنقدر به سیاستمداران رشوه داده بود و برای تبلیغات انتخاباتی هزینه کرده بود که امکان واکنش منفی از طرف نمایندگان مجلس وجود نداشت. از طرفی اقدام یکجانبه اف تی سی علیه تنباکو آنقدر باعث آزار و شرمندگی سیاستمداران شده بود که، انتظار می­رفت کنگره حداقل به ظاهر هم شده اعمال فشار اف تی سی روی صنعت تنباکو را کمتر کند.  با پیش قدم شدن برای کنترل کنگره، صنعت تنباکو حالا با یک حرکت اکروباتیک سیاسی، از آتش سوزنده­ی کمیسیون می­پرید به ماهی­تابه­­ی نه چندان داغ کنگره.

          همینطور هم شد. در کنگره، پیشنهاد اف تی سی از این کمیته به آن کمیته و از این بازپرسی به آن بازپرسی، رقیق و رقیقتر شد تا رسید به سایه­ی کمرنگی از آنچه قبلا بود. تحت عنوان لایحه­ی تبلیغ و برچسب سیگار 1965، هشدار اف تی سی تغییر کرد به: کشیدن سیگار ممکن است برای سلامت شما مضر باشد. زبان پریشان کننده­ی برچسب اولیه-واژه­های سرطان، علت و مرگ- بریده شد. برای اطمینان به یکپارچه شدن این قانون، قرار شد قوانین ایالتی هم از همین قانون فدرال پیروی کنند که هشدار شدیدتری داده نشود.  نتیجه، چنانکه الیزابت درو  در نشریه­ی ماهانه­ی اتلانتیک نوشت، "لایحه­ی یک جانبه­ای بود برای حمایت از منافع تنباکو به جای حفظ سلامت مردم." او در ادامه می­نویسد، "تولید کنندگان تنباکو لازم نیست به خودشان زحمت اختراع فیلتر بدهند، کنگره خودش بهترین فیلتر است."

صنعت تنباکو هم فعالانه ب تلاش خود ادامه می­داد. گزارشی داخلی در سال 1969 تهیه شد که به تهدید منع تبلیغات کمیسیون پاسخ دهد و در آن آمده بود که، " ایجاد شک بهترین وسیله برای مقابله با حقیقت است." اما فعالان مخالف تنباکو هم یاد گرفته بودند چگونه با این شیوه­ها مقابله کنند. اگر تولید کنندگان تنباکو "شک" را داشتند که به فکر مردم تزریق کنند، مخالفان تنباکو هم "ترس" را داشتند. به خصوص ترس از یک بیماری کشنده مثل سرطان.  رگباری از تبلیغات ضد سیگار در تلویزیون ظاهر شد. در 1968، ویلیام تالمن یک هنرپیشه قدیمی که قبلا سیگار می­کشید، خسته، رنجور و مثل اسکلت در تلویزیون ظاهر شد و اعلام کرد که از سرطان ریه دارد می ­میرد. بی حس از داروهای ضد درد و با صدایی لرزان، تالمن پیامی برای مردم داشت: "اگر سیگار می­ کشید، ترک کنید. بازنده نباشید."

          در اواخر دهه­ی 1970، تولید کنندگان تنباکو که خود را با تبلیغات منفی ضد تنباکو رو برو دیدند، داوطلبانه تبلیغات خود را متوقف کردند تا به این طریق بر اساس همان تبصره قانون تبلیغات، از تبلیغات سوء جلوگیری کنند. آخرین تبلیغ سیگار که از تلویزیون پخش شد، اول ژانویه 1971 بود. در ساعت 11 و 59 دقیقه، اولین شب سال نو، شعار سیگار ویرجینیا سلیم،- راه درازی را آمدی عزیزم -لحظه­ای روی صفحه­ی تلویزیون ظاهر و سپس برای همیشه محو شد.

          تالمن زنده نماند که آخرین تبلیغ سیگار را ببیند. او در سال 1968 از سرطان ریه­ ای که به کبد، استخوان و مغز او سرایت کرده بود، درگذشت.

 

 

 

 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت سیگار و سرطان قسمت پنجم/دکتر شیخ نژاد