چهارشنبه, 09 بهمن 1398

روشنفکری مردم سیستان/فریبرز فیروزی جهانتیغ

واژه هایی هستند که بین کاربرد علمی و محاوره ای آنها تفاوت زیادی وجود دارد مثلا واژه شخصیت که تعریف علمی آن عبارت است از: الگوی معینی از شیوه های فکری  و رفتاری هر فرد برای تنظیم ارتباط و سازگاری با محیط اطراف. بر این اساس همه انسان ها دارای شخصیت اند و از نظر علمی هیچ انسان بی شخصیتی وجود ندارد. اما در زبان محاوره ای از کلمه با شخصیت و بی شخصیت زیاد استفاده می شود و در این حالت، واژه با شخصیت تقریبا برای کسانی بکار می رود که خود احترام خود را حفظ می کنند و خودشان را برای رسیدن به اهداف کوچک، خوار و ذلیل نمی کنند و نقطه مقابلش می شود بی شخصیت. همچنین واژه فرهنگ که در یک تعریف کلی و عمومی، فرهنگ به مجموعه ای از باورها، سنت، آداب و رسوم یک جامعه گفته می شود بنابراین همه افراد یک جامعه دارای فرهنگ هستند و هیچ جامعه و انسان بی فرهنگی نمی تواند وجود داشته باشد. ولی در زبان محاوره ای اکثر مردم در مباحث خود از اصطلاح شخص با فرهنگ و بی فرهنگ استفاده می کنند و البته در این زبان آدم با فرهنگ به کسی می گویند که آداب دان است و با دیگران با ملاحظه رفتار می کند. اما واژه اصلی مورد نظر ما در این نوشتار کلمه روشنفکر است که این واژه نیز در زبان محاوره ای و علمی متفاوت است. برای واژه روشنفکر از نظر علمی تعاریف متعددی ارائه شده است از جمله، روشنفکر به کسی گفته می شود که درباره مسائل پیرامونی خود و نسبت به جامعه اش حساس باشد و نسبت به آنها اقدام عملی انجام دهد. اما در زبان محاوره ای معمولا روشنفکر به کسی اطلاق می شود که دارای مدارک عالیه دانشگاهی بوده و یا دارای جایگاه علمی و فرهنگی خاص باشد و یا حتی فردی که اهل مطالعه است. اما نکته قابل توجه اینکه در تعریف علمی فوق از روشنفکر به هیچ یک از فاکتور های بالا استناد نشده است، نه مدرک تحصیلی ملاک قرار دارد و نه پایگاه و جایگاه اجتماعی، آنچه در این تعریف علمی محور قرار دارد واژه حساسیت است لذا هدف بنده از این نوشتار با استناد به تعریف علمی روشنفکری، مورد بررسی قرار دادن رابطه مردم سیستان با روشنفکری است. آیا حضور چشمگیر سیستانیها در مسائلی همچون عزاداری ها و اتفاقات ناگوار دیگری که برای هریک از شهروندان حادث می شود و همین حضور عملی میزان بسیار زیادی از غم و اندوه صاحبان آن مشکل را می کاهد، حساسیت نیست؟ آیا حضور فعالانه در مراسم شادی و همراه شدن با شادمانی اقوام و شهروندان حساس بودن نیست؟ آیا حضور فعالانه و چشمگیر جوانان غیور سیستانی که از نظر مقایسه جمعیتی با شهرهای کلان کشور از رتبه بالایی در 8 سال دفاع مقدس از میهن عزیز و انقلاب نوپای اسلامی مان برخوردارند حساسیت نیست؟ آیا حضور بی وقفه ریش سفیدان معتبر و مشروع طوایف بدون هیچگونه چشمداشتی در حل و فصل مشکلات و اختلافات بین مردم و ایجاد صلح، صفا، صمیمیت و امنیت حساس بودن به شمار نمی آید؟ گذشته از اینها حتی در گفتمان و یا بحث های خانوادگی و جمعی، بیشتر صحبت ها پیرامون مسائل اجتماعی شان از جمله آب، زمین، حل و فصل اختلافات، بررسی عملکرد نماینده و مسئولین در حوزه کاری شان است در حالیکه گفتمان غالب در شهرهای کلان، مسائل رفاهی، اقتصاد شخصی آنهم از موضع طلبکارانه است. از همه اینها مهمتر، حضور کم نظیر در مسائل سیاسی آنجا که بحث سرنوشت مردم و حاکمیت مردم از طریق صندوقهای رای و امید به اینکه رئیس جمهوری و یا نمایندگانی برای مجلس شورای اسلامی انتخاب شوند که در جهت بالندگی و پیشرفت کشور و منطقه موثر باشند، حضوری آنچنان پر رنگ دارند. همانطور که آمار و ارقام نشان می دهد در طی بیش از سی و پنج سال از عمر نظام مقدس جمهوری اسلامی و دهها انتخاباتی که برگزار شده است هیچگاه کمتر از هفتاد و پنج درصد نبوده است و آیا این نشانه ای بارز از حساسیت نیست؟ جالبتر زمانی است که این حضور مردمی را با کلان شهرهایی مثل تهران با شهروندانی که از حداکثر امکانات رفاهی، اقتصادی، علمی و فرهنگی و ... استفاده می کنند و گاه میزان مشارکت آنها در حد ده درصد هم تنزل کرده است مقایسه کنیم. حال باید پرسید این مثال های متعدد نشانگر توجه و حساسیت به مسائل پیرامونی و جامعه نیست؟ آیا این همان مفهوم روشنفکری نیست؟ آیا نباید این مردم را روشنفکر تلقی کرد؟ نکته قابل تامل این است که دولتمردان ما این حضور پرشور و چشمگیر در صحنه های مختلف از جمله انتخابات را از زاویه روشنفکری تحلیل کرده اند؟ یا ما را مردمی پنداشته اند که آرای شان را به دلیل عدم آگاهی و فقط بر اثر عادت و بطور غریزی و یا به دلیل تبلیغات و بدون درک اثرات حضور خود، در صندوق های رای می اندازند؟ امید است اینگونه نباشد و حق واقعی این مردم را پاس بدارند.

فریبرز فیروزی جهانتیغ

 

 

 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت روشنفکری مردم سیستان/فریبرز فیروزی جهانتیغ