چهارشنبه, 09 بهمن 1398

ميراث شريعتي/دکتر محمد تقی رخشانی

دكتر علي شريعتي در شرايطي در جامعه ي ايران به صحنه آمد، به تكاپو پرداخت و جايگاه يافت كه فضاي فرهنگي كشور پس از تحولات جنبش اسلامي در سال 42 توسط كارگزاران حكومت پهلوي به خوبي برنامه ريزي و مديريت شده بود فضاي دانشگاهي و روشنفكري داراي گرايشات مشخص غير مذهبي بود و فضاي عمومي جامعه نيز يا درگير برنامه هاي فرهنگي حكومت بود و يا گرفتار باورهاي خرافي مذهبي بود. شريعتي كه خود محصول انديشه هاي مذهبي پدرش محمدتقي شريعتي و كانون نشر حقايق اسلامي در شهر و تحولات سياسي دوران ملي شدن صنعت نفت و افكار انديشمندان مسلماني همچون مهندس بازرگان و آيت اله طالقاني بود، با ذهن خلاق و تفكر نقاد و تكاپوهاي شبانه روزي خود به سرعت از اساتيد برجسته ي خود سبقت گرفت و با شجاعت مثال زدني و بيان سحرآميز چنان جامعه ي دانشگاهي، حوزوي و روشنفكري ايران را تحت تاثير قرار داد كه همگان را به شگفتي واداشت.

شريعتي به طور مشخص در چند حوزه تلاش كرد اولين حوزه اي كه شريعتي در آن وارد شد خرافه زدايي از آموزه هاي ديني بود. شريعتي به جد معتقد بود كه آموزه هاي ناب اسلام و به وي‍‍ژه شيعي در طي زمان آلوده به خرافات شده و اين آلودگي به حدي است كه تشخيص سره از ناسره را دشواره نموده وي بر همين مبنا انديشه تشيع علوي و تشيع صفوي را مطرح كرد و آموزه هاي ناب شيعي را در قالب تشيع علوي تئوريزه كرد و بر باورهاي خرافاتي تحت عنوان تشيع صفوي تاخت. بيان و قلم شريعتي در اين حوزه آنچنان صريح و شفاف بود كه بسياري از حاميان تشيع صفوي را عليه وي به تحرك واداشت اما او شجاعانه بر پيرايه زدايي از اسلام و تشيع پاي فشرد و موفقيت هاي زيادي به دست آورد.دومين حوزه اي كه شريعتي به آن وارد شد ارايه ي تحليل هاي نو و به روز از مناسك و شعائر اسلامي بود شريعتي معتقد بود كه برخي از آداب و شعائر اسلامي به درستي تعريف نشده و به نوعي از محتواي اصلي خود دور شده است شعائر و مناسكي چون حج، دعا و نيايش، امر به معروف و نهي از منكر، تقيه، انتظار، جهاد و شهادت به كلي از محتواي اصلي خود دور افتاده اند لذا وي تلاش كرد به بازسازي اين آموزه ها بپردازد تلاش شريعتي در اين حوزه آنچنان موثر بود كه هر يك از اين واژه ها و مناسك را دچار تحولي بنياني در نگاه جامعه كرد دعا و نيايش نه ابزاري براي فرار از مسئوليت و حواله دادن مسئوليت خويش به خداوند و معصومين كه پشتوانه اي محكم براي اتصال با معنويت عالم به منظور تقويت و پشتيباني از اقدامات مسئولانه تعريف شده. شريعتي امر به معروف و نهي از منكر را از يك تذكر دوستانه براي نكشيدن سيگار و نپوشيدن لباس نامناسب بسيار ارتقا داد و تا وادار نمودن حكومت به رفتار عادلانه حتي با اقدامات و قيام مسلحانه بالا برد آن گونه كه حسين بن علي (ع) هدف خود از قيام عليه يزيد را امر به معروف و نهي از منكر خواند.همين طور انتظار را نه دست روي دست گذاشتن و به اميد آنكه گسترش فساد و ظلم موجب قيام قائم گردد بلكه انتظار را مذهب اعتراض و اقدام فعالانه براي زمينه سازي ظهور امام زمان(ع) تعريف كرد.تعاريف شريعتي از جهاد و شهادت موجي از شور و شعور براي فداكاري در راه اهداف و آرمان هاي اسلامي ايجاد نمود. او گفت كه شهيد قلب تاريخ است و شهادت مرگي نيست كه دشمن بر مجاهد تحميل كند شهادت مرگ دلخواهي است كه مجاهد با همه ي آزادي و آگاهي خود انتخاب ميكند. سومين حوزه ي حضور تعيين كننده ي شريعتي بازسازي چهره ي معصومين و اصحاب و ياوران پيامبر بود وي تلاش بسيار نمود تا معصومين را از جايگاه ماوراي انساني كه به آنها داده شده بود جدا كند و علي(ع) و فاطمه (س) و حسين(ع) را به صورت الگوها و اسوه هايي در دسترس جامعه قرار دهد تلاش شريعتي در نشان دادن نقش حضرت زينب (س) در پيگيري قيام عاشورا به قدري زيبا ترسيم شد كه گويا هركس در جامعه ي آن روز رسالتي همچون زينب بر دوش خود احساس مي كرد جمله ي معروف شريعتي جامعه ي آن روز ايران را تكان داد "آنان كه رفتند كاري حسيني كردند و آنان كه مانده اند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيديند" شريعتي اصحاب پيامبر را به عنوان پرورش يافتگان مكتب اسلام به عرصه ي جامعه آورد ابوذر و سلمان به نهادهاي وفاداري و پافشاري بر عقيده راستين تبديل شدند و نام آنان فضاي خانه ها و جامعه را پر كرد و رفتار آنان به نقل از شريعتي نُقل همه ي محافل بود. شريعتي به عنوان يك جامعه شناس علاقه مند به ايجاد تغييرات بنياني در جامعه ي ايران مي دانست كه در روزگار ايدئولوژ‍ي هاي مختلف اسلام به شرطي مي تواند در مبارزه با حكومت پهلوي موفق باشد كه تعريفي ايدئولو‍‍‍ژيك داد و بر مبناي جهان بيني توحيدي، ايدئولوژي اسلامي را تبيين نمود بر اين اساس هرآنچه در فرهنگ اسلامي بود بازتعريف شد، اين ايدئولوژي كار كرد خود را در جريان انقلاب اسلامي و پس از آن به خوبي نشان داد.

اگرچه در آن دوران انديشمندان ديگري در ميان روحانيون و روشنفكران بودند كه در همين راه گام نهادند اما بدون شك بزرگترين نظريه پرداز ايدئولوژي اسلامي و به ويژه شيعي دكتر علي شريعتي بود سعي بليغ شريعتي در اين حوزه آنچنان موثر بود كه به حق عنوان معلم انقلاب را دريافت نمود و در كنار امام خميني كه رهبر بلامنازع انقلاب اسلامي بود او جايگاه دومين شخصيت انقلاب اسلامي را از آن خود كرد.

جامعه ي ايران در 29 خرداد سال 1356 در شرايطي شريعتي را از دست دادكه او تازه سالهاي چهلم عمر خويش را آغاز كرده بود و به واقع گام در دوران پختگي مي گذاشت و اگر مي ماند مي توانست در تحول انديشه ي ديني بسيار موثر باشد اما چنين نشد.

اكنون كه حدود چهار دهه از فقدان شريعتي مي گذرد و در عرصه ي انديشه و تفكر مذهبي، متفكران و روشنفكران ديني حضور دارند اما شريعتي همچنان جايگاه خود را حفظ نموده است با وجود همه ي تحولاتي كه در عرصه ي انديشه به وجود آمده و به طور طبيعي بخشي از افكار و اقوال شريعتي هم نيازمند نقد و ارزيابي و بازسازي است اما همچنان شريعتي به عنوان يك روشنفكر ديني جايگاه خود را حفظ نموده است وآنچه او گفته میراث ارزشمندی است برای نسل های امروز و فردا كه عالمانه و نقادانه با آن برخورد كنند.اما بزرگترين ميراث شريعتي براي ماآن است كه همواره   دغدغه دين داشته باشيم و مراقب باشيم كه خرافات و پيرايه ها بردامن دين نچسبد و دين را به صورت پوستين وارونه اي در نياورد كه چهره ي زيبا و رحماني آن پنهان بماند و چهره اي عبوس و نازيباي از آن در منظر و مرآي جهانيان قرار بگيرد.

 

ياد و نام و راه شريعتي جاودانه باد.

 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت ميراث شريعتي/دکتر محمد تقی رخشانی