چهارشنبه, 09 بهمن 1398

سیگار و سرطان قسمت هفتم/دکتر شیخ نژاد

 مارک ایدل وکیلی از نیویورک، یازده ماه قبل از فوت سیپولون از سرطان او باخبر شد. او که زیرک، خستگی ناپذیر و بلند پرواز بود و اطلاعات و تجربه­ی خوبی هم در مسائل حقوقی بخصوص در دادخواهی داشت. مارک دنبال قربانی شاخصی بود که بتواند علیه تولید کنندگان تنباکو اقدام قانونی کند. در تابستان 1983، ایدل به شهرک خاموش لیتل فری رفت تا با سیپولون و خانواده­اش ملاقات کند. با توجه به اینکه رزی در حال مرگ بود، از خانواده­اش خواست که علیه سه کارخانه­ی بزرگ تولید سیگار، لیگت، لوریلارد و فیلیپ موریس، که خانم رزی محصولاتشان را بیش از همه مصرف می­کرد، اعلام جرم کند.

          این پرونده که در سال 1983  به دادگاه رفت، استادانه تنظیم شده بود. پرونده­های قبلی علیه شرکت­های دخانیات، یک روند کلیشه­ای را طی کرده بودند: شاکی­ ادعا می­کرد که شخصا از ریسک کشیدن سیگار بی خبر بوده است، تولیدکنندگان اظهار می­کردند که قربانی می­بایست کور و کر و نادان بوده باشد که چیزی در این مورد نداند. هیئت ژوری هم که همیشه و در همه جا حامی تولید کنندگان بود، تأیید کرد که هشدار کافی روی پاکت سیگار داده شده بود.  ایدل اظهار داشت که سیپولون از خطرات سیگار آگاه بود. بله او برچسب هشدار روی پاکت سیگار و مقالات بریده شده از مجلات را که شوهرش در اختیار او می­گذاشت، خوانده بود. اما با این همه نمیتوانست اعتیادش را ترک کند. ایدل پذیرفت که سیپولون بی گناه نبود. اما این مهم نبود که سیپولون چقدر از مضرات سیگار اطلاع داشت؛ بلکه مهم این بود که تولید کنندگان سیگار چقدر میدانستند و چه مقدار از این اطلاعات را برای مشتریان خود آشکار میکردند.

          این بحث و استدلال، شرکت­های دخانیات را غافلگیر کرد. ایدل اصرار کرد که او باید بداند که این شرکت­ها در مورد ریسک دخانیات چه میدانستند و از دادگاه خواست تا پرونده­ها و اطلاعات داخلی این سه شرکت،­ در اختیار او قرار گیرد. مسلح به این قدرت قانونی برای دسترسی و تحقیق در پرونده­های خصوصی، ایدل این حماسه گمراهی و ضلالت را از خاک بیرون کشید. بسیاری از این شرکت ­ها نه تنها از مضرات سرطان­ زایی تنباکو و اعتیاد آوری آن به خوبی آگاه بودند، بلکه فعالانه سعی کرده بودند روی نتایج تحقیقاتی خودشان هم که این نکته را ثابت می­کرد، سرپوش بگذارند

          در یکی از نامه­ها، فرد پنزر مدیر روابط عمومی انستیتو تحقیقات تنباکو، به هورس کورنگی رئیس انستیتو در توصیف سه راه کار برای بازاریابی نوشته بود، ایجاد شک در مورد مضرات سیگار بدون انکار آن، رعایت حقوق مردم در کشیدن سیگار بدون تشویق آن­ها به سیگار کشیدن و سوم، تشویق تحقیقات علمی به عنوان تنها راه پاسخ گویی به زیان­ های وارده بر سلامت. در یاداشت داخلی دیگری (محرمانه)، ادعایی خنده­دار و گمراه کننده بود: "صنعت تنباکو را شاید بشود به عنوان بخش اختصاصی، تشریفاتی صنعت دارویی در نظر گرفت. محصولات تنباکو به طور منحصر به فردی دارای نیکوتین است که می­تواند آن را به عنوان دارویی با اثرات فیزیولوژیکی متعدد، ارائه کند."

          تحقیقات دارویی روی نیکوتین شکی باقی نگذاشت که چرا زنانی چون رز سیپولون نمی­توانستند ترک اعتیاد کنند-نه به این دلیل که آن­ها ضعیف و سست اراده بودند، بلکه به این دلیل بود که نیکوتین اراده را سست می­کرد. در یک بگو مگوی به یادماندنی، ایدل رئیس شرکت لیگت را در دادگاه تحت فشار قرار داد که چرا شرکت پنج میلیون دلار برای نشان دادن اینکه تنباکو می­تواند باعث ایجاد تومور بر پشت موش شود هزینه کرده بود و سپس سرطان­زا بودن آن را در انسان به کلی انکار می­کرد:

 

ایدل: هدف از این آزمایش چه بود؟

رئیس شرکت: برای کاهش تومور روی پشت موش.

ایدل: این ربطی به سلامت آدم­ها نداشت؟درست است؟

رئیس شرکت: بله درست است

ایدل: و این برای نجات موش­ها بود؟ شما این همه پول صرف این کردید که موش­ها را از سرطانی شدن نجات بدهید؟

 

          این سئوال و جواب­ها بود که مشکلاتی را برای صنعت تنباکو رقم زد. در حالی که خبرگان صنعت تنباکو با پریشانی از توفان سئوالات ایدل عبور میکردند، عمق این فریبکاریها، وکلای مدافع صنعت تنباکو را به وحشت انداخته بود. سرپوش­ گذاشتن روی سرپوش­ ها با آمار بی معنی؛ دروغ­ ها را زیر دروغ ­های دیگر پنهان کرده بودند. مجوزی که به ایدل داده شد برای دسترسی به پرونده­های محرمانه، رویه­ی حقوقی تاریخی را رقم زد و به دیگران هم اجازه داد چنین شواهدی را از پرونده­ های محرمانه برای موارد دیگری در آینده بیرون بکشند و به دادگاه ارائه دهند.

          پس از چهار سال کشمکش طولانی، در 1987 پرونده­ی سرطان سیپولون آماده صدور رای دادگاه شد. بر خلاف امید­هایی که میرفت و پیش­بینی ­هایی که میشد، رای دادگاه برای ایدل و خانواده سیپولون بسیار مایوس کننده و ناخوشایند بود. هیئت ژوری رای بر این داد که 80% مسئولیت سرطان از آن خود خانم رز سیپولون بود. لیگت، شرکتی که خانم رز تا قبل از 1966 (که هنوز برچسب هشدار دهنده اجباری نشده بود) سیگارش را استفاده می­کرد، مسئول 20% دیگر شناخته شد. هیئت ژوری چهارصد هزار دلار بابت خسارت به آنتونی سیپولون داد که به اندازه هزینه چهار سال دادگاه هم نمیشد. و هیچ جرمی هم متوجه شرکت فیلیپ موریس و لوریلارد نشد و  آن­ها از این مهلکه به راحتی جستند. اگر این را پیروزی به حساب بیاوریم، چنانکه صنعت تنباکو با خوشحالی آن را توصیف کرد، پیروزی شکست آمیز بود.

با این حال، اهمیت تاریخی این پرونده به برد و باخت حقوقی آن نبود. رز سیپولون که به عنوان معتادی ضعیف النفس، نا آگاه، کم عقل و بی اطلاع از خطرات انکار نشدنی دخانیات در دادگاه نکوهش شد،  با این وجود به صورت قهرمانی نمادین جلوه کرد که حتی از درون گور هم با سرطان مبارزه میکرد.

          دادخواست­ های بی شمار دیگری به دنبال دادخواست سیپولون به دادگاه رفت. صنعت تنباکو با قوت و شدت هر چه بیشتر با نشان دادن برچسب هشدار روی پاکت سیگار از خودش دفاع می­کرد. اما سوابقی که با این دادخواست­ ها درست شد، شکایت­های بیشتری را دامن زد. تولید کنندگان سیگار که با تبلیغات منفی خراب، درمانده و دیو صفت معرفی شده بودند، بیشتر و بیشتر خود را در تنگنا میدیدند و مقصر شناخته میشدند.

          در 1994، مصرف سالانه سیگار در آمریکا برای بیست سال متوالی کاهش پیدا کرده بود (از چهار هزار در سال 1974 به دوهزار و پانصد در 1994)، نمایانگر سریعترین میزان کاهش مصرف سیگار در تاریخ؛ این یک مبارزه طولانی، کند و فرسایشی برای مقابله با سیگار و سرطان بود. یک مانع به تنهایی تنباکو را شکست نداد بلکه مجموعه­ ای از شواهد علمی، فشارهای سیاسی، تدابیر حقوقی و قانونی بود که پس از یک دهه مبارزه، صنعت تنباکو را تا حدودی به زانو در آورد.

          با این همه، گناهان قدیمی سایه­های طویلی دارند، بخصوص گناهان سرطان­ زا. از شروع مصرف دخانیات تا زمانی که سرطان ریه اتفاق بیافتد، تقریبا سه دهه به طول می­ انجامد. سرطان ریه سالها پس از ترک سیگار هم ممکن است اتفاق بیافتد. در میان مردان، در سال 1984، از هر صد هزار نفر، یکصد و دونفر سرطان ریه داشتند که این میزان در سال 2002 به 77 نفر کاهش پیدا کرد.

 

 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت سیگار و سرطان قسمت هفتم/دکتر شیخ نژاد