چهارشنبه, 09 بهمن 1398

مردها وشبه مردها،،/یادداشت مدیریت

به نام خدا

 مردها وشبه مردها،،

درگذشته های نه چندان دورونه خیلی نزدیک سیستان درهنگامه های کار وکوشایی وایستادگیهایی که دارای اهداف مردمی بودیک ضرب المثل درمناسبات اجتماعی زیاد به گوش می رسید که یا مرد شو ویا درپناه مرد...وبرای مردانی که هیچ آبی از دستشان برای مردم نمی چکید واژه های مرد مرده را بکار می بردند .مادرسرزمینی هستیم که به سرزمین مردان مرد شهره ی خاص وعام بوده مردانیکه دارای منظومه هایی از باور وکردارهای درست وغرورآفرین بوده اند این مردان ویژگیهایی داشته اند که بازخوانی چند باره ی سرگذشت شان هیچگاه خستگی واندوه نمی اورد آنان همیشه با خداوند خویش درپیمان وپیوند بوده اند وتنها خشنودی اورا نگاه می کرده اند ،ویژگی دیگر این مردان پیوست های مناسب ازآگاهیها وشناخت درست از مردم ونیازهای اجتماعی وطبیعی روزگارشان بود،این مردان همیشه پای بند به نظم وتقوابودند وبرای هر بیچاره یی چاره وراه کارهای مناسبی داشتند،این مردان براین باور زیبا پای می فشردند که هرپیری را تدبیری است وهمیشه با بزرگان ودانایان در سختی ها ونارسایی ها به مشورت می نشستند،مردانی محکم واستوار بودند که اگر کوهها می لرزیدند کسی لرزش انان را نمی دید هدف را می شناختند وبرای رسیدن به آن جمجه هایشان رابه خدا می سپردند وقدمهایشان را چون میخ درزمین فرومی نشاندند وگام به گام برای مردمان روزگارشان به آفرینش های تازه وکار کوشایی های پایدار می پرداختند ودرکشاکش روزگار جز به نام نیک درنگاه آیندگان اندیشه ودغدغه یی نداشتند اینان همان انسانهای آسمان کوب قویی بودند که شیخ گرد شهر با چراغی درجستجویشان بوده وفرزانه ی دیگری از پس زمین گردیهای بسیار خسته ودرمانده با خویش نجوا می کند که عالمی دیگر بباید واز نوآدمی ،همان مردانیکه مولوی بزرگ نیز درآرزوهای بزرگش به شیر خدا ورستم دستان می رسد .... همان مردان مردیکه هشت سال بی ادعا و بی نشان برای امروزیان وفردائیان دور ودورتر این سرزمین سربلندی وغرور خلق کردند. همین مردان واز همین قوم وقبیله وباهمین باور پندار از دیروز وتا همیشه راه گشا بوده اند وخواهند بودومابقی دنباله رو ودرپناه این مردان به جایی راه برده اندو خواهند برد . همین مردانی که امروز ازمیدان بیرون مانده اند واگر نبودنداندک مردان تلاشگر ونشان داراین سرزمین ،از سیستان جز نامی نمانده بود مردانی مانند جناب سرهنگ محمد ناظری و...

 

نظرات  

 
0 #2 سمانه
اکنون اگر با آرامش نفس می کشم قدر دان گذشت از جان و مال بزرگ مردان سرزمینم هستم آنان که با خون خود راه آزادگی را نشان دادند و با بزرگیشان صبر آموختند
بازگو کردن
 
 
0 #1 مهران
همش این واونومحكوم میكنیم وخرابی سیستان رابه گردن دیگران میندازیم، تیترهای درشت میزنیم..سیستان فراموش شده ..هامون دركما... هامون درحال جان دادن وخودمان هیچ كاری برای سیستان درحال احتضارنمی كنیم ، فقط نق می زنیم ، یكروز استانداررا مسئول اوضاع بدسیستان قلمدادمی كنیم روزی نمایندگان رابی عرضه وبی لیاقت می دانیم روزی دیگرنمایندگان مجلس رایكی بعدازدیگری باقهروغضب تغییرمیدهیم شاید دیگران برای نجات سیستان كاری بكنند گاهی وزارت خارجه ومسئول دیپلماسی كشوررامقصرخرابی سیستان میدانیم گاهی وزیر...گاهی..مع اون رئیس جمهور ، گاهی روسای جمهورگذشته ، گاهی هاشمی رفسنجانی ، وگاهی هم به رئیس جمهورفعلی انتقادمیكنیم وخرابی سیستان رابه آنها نسبت میدهیم.


ولی كمتردیده شده كه به اعمال خودمان سوای ازاعمال معنوی نگاهی بیندازیم شایدعلت العلل خودماسیستانیها باشیم؟ واقعاً فكر نمی كنید ازروزیكه تحصیل كردگان ما عافیت طلبی رادرپیش گرفتند ، ثروتمندان سیستانی سرمایه های مالی خودرابه مناطق امن وخوش آب وهوا منتقل وآنجا رابرای زندگی انتخاب كردند، ازروزیكه بزرگان راتحقیر كردیم وسران خودرادرو كردیم ، ازروزیكه تبدیل به توده شدیم وسران هدایتگرخودرااز دست دادیم، ازروزیكه كشاورزان مادل به دولت بستند وتوانمندی های فردی خوددراحیاء نهرها ورودخانه هابفراموشی سپردند، ازروزیكه مردم روستائی ماكاسه ی گدایی جلوی سازمانهای حمایتی درازكردند ، از همان روزسیستان به سوی نابودی سوق یافت.

ازآنروز تنورهای خانگی درسیستان ورجاوندكه هرروز نان تافتون گرم مهیامیساخت روبه خاموشی رفت ، ازهمان روز به بعد دیگه حاجی مؤمن های باانصاف راسیستان به خودش ندید ، ازروزی كه بزرگان راحقیركردیم دیگه افغانی هاحرف توده های مارابرای حق آبه هامون گوش نكردندزیرا می دانند سیستان محمدرضاخانی ندارد، ابراهیم خانی ندارد ، به همین دلیل رودخانه ها و دریاچه ی ماپرازماسه بادی بود ، بادهای 120 روزه كه طراوت وآسایش رابه همراه داشت به عامل مرگ مردمانمان تبدیل شده است، خشكسالی های مكرر عامل بیكاری، فقر، فساد ومهاجرت باشندگان سیستان گردیده است.


آیامی توانیم دوباره حَشَرهای سابق رابجای بیلهای مكانیكی بی احساس وعاطفه برای لایروبی رودخانه هابسیج كنیم؟ آیامی توانیم سرمایه هاوسرمایه داران سیستانی را با احیای منطقه ویژه اقتصادی مجدداً به سیستان برگردانیم؟ آیامیتوانیم سیستانی های تحصیل كرده رابرای سكونت دائم وحتی برای یك دوره موقت به سیستان برگردانیم؟ آیامیتوانیم فرهنگ بزرگی وصاحب نفوذی طوایف رابرای رایزنی های برون مرز زنده سازیم؟

آیاما می توانیم....بله قطعاً می توانیم بشرط ایكه همه من نباشیم ، بلكه همه خدمتگذارسیستان باشیم، دعواها و حسادت های قومی وطایفه ای رو هم كناربگذاریم.
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت مردها وشبه مردها،،/یادداشت مدیریت