چهارشنبه, 09 بهمن 1398

تالاب هامون، نقطه سر خط!

  

خشکسالی طولانی مدت سیستان و قطع ورودی آب هیرمند موجب گشت تا دریاچه هامون خشک شود. خشک شدن هامون به عنوان یکی از مهمترین تالاب های بین المللی پیامدهای زیست محیطی و انسانی مهمی را به دنبال داشت. مردمان پیرامون دریاچه که با آب زندگی می کردند و شغل و رزقشان وابسته ی به آب دریاچه ی هامون بود گرفتار مشکلات فراوان شدند. آنان صیاد بودند و یا دامدار و این هر دو وابسته ی به آب است.

خشکی تالاب فشار زندگی را در حاشیه ی هامون بسیار زیاد کرد و دامداران و صیادان گرفتار عسرت روزگار شدند. اما به تحقیق می توان گفت وضعیت اسف بار این اقشار حتی حس ترحم کسی را هم تحریک نکرد، کسی نگفت که صیادان و دامداران پیرامون دریاچه همیشه از زحمت کش ترین ساکنان جلگه ی سیستان بوده اند که بخشی از نیازهای مردم این دشت به پروتئین و لبنیات را تأمین می کرده اند. اما نقش دریاچه ی هامون بر پهن دشت سیستان بسیار فراتر از آن چیزی بود که در پیرامون دریاچه خود را نشان می داد. کشاورزان سیستانی هم گرفتار خشکسالی بودند و زمین ها شخم نخورده و کشت نشده به حال خود رها شده بودند. مصیبت آن بود که تالاب خشک شده، معدن و خاستگاه ریگ روان بود و هر روزه شاهد بارش ریگ روان بر سر شهر و مردمانش بودیم. هجرت به ناکجاآباد آغاز شده و گروه گروه بار سفر بستند و رفتند و تازه عده ای زنگ خطر را شنیدند آنان که دل در گرو سیستان و تالاب هامون داشتند، کانون حساسیت را محیط زیست و احیای تالاب دیدند، نویسندگان نوشتند، روزنامه ها چاپ کردند، وبلاگ ها و سایت ها عکس و خبر زدند، شبکه های اجتماعی فعال شدند، تشکل های غیردولتی به صحنه آمدند و تالاب کانون توجه ملی و جهانی شد و تجمع انرژی مثبت مردمان دشت سیستان، آسمان را به وجد آورد و باران و سیل جاری شد و همگان خوشحال شدند که آب به دریاچه رسید و نسیم طراوت و شادابی در سیستان چرخید و چهره های مردمان سیستان باز و شاداب شد و اتفاقات خوبی افتاد.

1-کارگروه احیای تالاب هامون در تهران تشکیل شد.

2-شش میلیارد و سیصد میلیون تومان بودجه در اختیار محیط زیست استان قرار گرفت.

3-کارگروه احیای تالاب هامون در استان تشکیل شد.

4-جهاد کشاورزی، محیط زیست، آبیاری سیستان که در مدیریت آب سیستان هر کدام ساز خود را می زدند، پای یک میز نشستند تا تصمیم واحد بگیرند.

5-آب ورودی از هیرمند به بیش از حد انتظار رسید.

6-هر صاحب نفوذی مدعی شد که ورود آب محصول درایت و مدیریت اوست و قطعی در کار نخواهد بود و ورود آب تداوم خواهد داشت.

7-آبیاری زمین ها انجام شد و پالیزها و تاکستان ها بارور گشت.

8-رویش نی ها آغاز شد و امید به رونق دامپروری و گاوداری در چشم های دامداران برقی دیدنی نشاند.

9-صیادان کم کم به آب زدند و تور گستردند تا خانه ها و خانواده ها را میهمان ماهی های آب آورده کنند.

10-کوه خواجه ی باستانی، تفرج گاه دشت سیستان، رونق گرفت و قایق ها در پای کوه شروع به چرخ زدن کردند.

11-هوا مطبوع شد و بادهای سیستان بدون گرد و خاک صورت مردمان را نوازش کردند.

12-تعداد اقدامات مجرمانه ی کوچک در سیستان کاهش یافت.

13-پرندگان مهاجر که از سیستان روی برگردانده بودند دوباره راهی تالاب سیستان شدند و تخم گذاری کردند و بچه پرندگان، تالاب را دیدنی کردند.

اما به یک باره ورودی آب هیرمند قطع شد و دریاچه خشکید و مردمان سیستان ماندند و هامون خشک و ده ها پرسش بی پاسخ

1-آنان که مدعی بودند در جاری شدن آب نقش داشته اند و دیگر آب قطع نمی شود حالا چه توجیهی دارند؟

2-محیط زیست که شش میلیارد و سیصد میلیون تومان بودجه گرفت تا با ایجاد تالاب های کوچک هامون را زنده نگه دارد با این پول چه کرده است؟

3-کارگروهی که تشکیل شد تا طرح و برنامه های ویژه برای احیای تالاب هامون بدهد چه خاصیتی داشته است؟

4-مدیریتی که قرار بود برای آب سیستان به صورت واحد درآید در کجا پراکنده شده است؟

5-چاه نیمه ی چهارم و آب ذخیره شده در آن چه سرنوشتی پیدا کرده است؟

6-و باز سرنوشت صیادان و دامداران و کشاورزان سیستان در دست چه کسی رها می شود؟

دوباره باد می وزد، خاک می بارد و نقطه سر خط!

 

 

 

عکس:  رسول عباسی

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت تالاب هامون، نقطه سر خط!