چهارشنبه, 09 بهمن 1398

جشن شب یلدا/محمد اعظم سیستانی

کاندید اکادمیسین سیستانی

جشن شب یلدا

شب يلدا، طولانى ترين شب سال يا آخرين شب پائيز (مطابق 21 دسمبرسال عیسوی)است .در دانشنامۀ ویکی پیدیا،در تعریف شب یلدا آمده است که: «شب یَلدا یا شب چلّه یکی از جشن‌های کهن ایرانی است... یلدا به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (= 21 دسمبر) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته ‌می‌شود. خانواده‌های ایرانی در شب یلدا، معمولاً شامی فاخر و همچنین انواع میوه‌ها و مهمتراز همه انار وهندوانه را مهیا و دور هم صرف میکنند. پس از صرف تناولات، قصه‌گویی پیرترها برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فال‌گیری با دیوان حافظ رایج است.»

چرا ایرانیان بیش از دیگران شب یلدا را جشن می گیرند؟ شايد آریائيان از روزيکه با گردش خورشيد سال آشنا شده اند، خرم روز ديماه را يکى از روزهاى خورشيد ناميده اند، زيرا از اين روز است که خورشيد دوباره به رشد ميگذارد و طولانى و طولانى تر ميشود.  

 

نمونه هایی از آرایش سفره های شب یلدا در شهرهای مختلف ایران وافغانستان

 

به باورپارسیان، شب یلدا، شب تولد خورشيد يا شب پيروزى نور بر تاريکى و ظلمت است. ایرانیان بطور عموم اين شب را با افروختن شمع و آتش و خوردن انار و هندوانه و چهار مغز و هسته زردآلو و گفتن حکايات دلپذير و شوخى هاى با مزه جشن ميگيرند و به شادمانى وخوشى مى پردازند و معتقد اند که خوردن اين ميوه ها بيمارى را از تن شان تا بهار آينده بدور ميدارد.

 در افغانستان نیزدرچند سال اخیر شب یلدا را به نام شب چله جشن می‌گیرند. در سال‌های گذشته بنابر دلایلی تجلیل از شب یلدا به صورت مختصر و یا تنها در خانه‌ها صورت می‌گرفت. مگردر چند سال اخیر به طور گسترده و هماهنگ جشن شب یلدا در شهرهای بزرگ مثل هرات و بلخ و کابل برگزار می‌شود. بسیاری از افغان‌هایی که این رویداد را جشن می‌گیرند از آن به عنوانی یکی از سنت‌های کهن خود یاد می‌کنند و می‌گویند که بزرگداشت از چنین رویدادهایی به معنی حفظ آیین تاریخی شان است.

ايرانيان درقديم روز فرداى شب يلدا يعنى اول «دى» را نيز جشن ميگرفتند و آن را «خرم روز» مى ناميدند.

براى پاسخ به اين پرسش که چرا پس از نوروز تنها آئين شب يلدا، همچنان به قوت خود باقى مانده است ، هيچ سرچشمه معتبرتاريخى بجز نوشته هاى ابوريحان بيرونى و هم عصرش گرديزى درين خصوص ما را يارى نمي رساند. گرديزى در زين الاخبار، زيرعنوان « اندرشرح جشنها و عيدهاى مغان» مينويسد: «مر مغان را جشن هاى فراوان بوده است اندر روزگار قديم و من آنچه يافتم ، اين جا بياورم »  و سپس در باره نخستين روز دى وجشن «ديگان» ميگويد: « اندرين روز جشن خرم روز بود. و اين ماه دى به نزديک مغان ماه خداى است و اول روز او را هم به نام او خوانند، و اين روز را سخت مبارک دانند.» [1]

ابوريحان بيرونى داستان جالبى از مراسم «خُرم روز» (جشن اول دى) مى آورد که هيچ مورخى نميتواند از کنارآن  به سادگی بگذرد. و آن اينکه : «ديماه و آن را خورماه نيز ميگويند، نخستين روزآن خرم روز است . و اين روز و ماه هر دو به نام خداى تعالى، که هرمزد است ، ناميده شده. يعنى پادشاه حکيم و صائب رائى آفريدگار. و درين روز عادت ايرانيان چنين بود که، پادشاه از تخت شاهى به زيرمى آمد و جامۀ سپيد مى پوشيد و در بيابان برفرش هاى سپيد مى نشست و دربان ها و يساولان و قراولان راکه هيبت ملک بدان هاست، بکنار مى راند. و در امور دنيا فارغ البال نظر مينمود و هرکس که نيازمند ميشد که با پادشاه سخن بگويد، خواه گدا باشد، يا دارا و شريف باشد يا وضيع ، بدون هيچ حاجب و دربانى به نزد شاه مى رفت و بدون هيچ مانعى با او گفتگو ميکرد و در اين روز پادشاه با دهقانان و برزيگران مجالست ميکرد و در يک سفره با ايشان غذا ميخورد و ميگفت : من امروز مانند يکى از شما هستم و من با شما برادرهستم، زيرا قوام دنيا به کارهاى است که به دست شما مى شود و قوام عمارت آن هم به پادشاه است . و نه پادشاه را از رعيت گزيرى است و نه رعيت را ازپادشاه. و چون حقيقت امر چنين باشد، پس من که پادشاه هستم با شما برزيگران برادر خواهم بود و مانند دو برادرمهربان خواهيم بود. به خصوص که دو برادر مهربان ، هوشنگ و ديگر چنين بودند. »[2]

در هرحال، اين رسم نيز از بقاى آئين میترائی یاخورشيد پرستى است که به رنگ وصبغه خاص تاکنون در ميان ايرانيان بجا آورده ميشود.

یک سخنور روشنضمیر ایرانی شب یلدا را چنین می ستاید:

 یلدا شبی به طول تاریخ

تپشهای قلبم را به باورخاطره هایم پیوند میزنم.

وسرزمینی را که همزادخاک است وکهن تر ازتاریخ،

برای نوباوگان خاک وتازه به دوران رسیدگان تاریخ زمزمه میکنم.

زمزمه میکنم که:

من از نسل شب شکنان روزگارم.

من از نسل نور آفرینان پاک

ازسلالۀ پاک آریائیان برد بارم،

منم میراث هزارسالۀ زمین،

همان از شرق تاغرب گسترده آغوش،

همان پیام آور مهر ودوستی،

همان گرفته درفش آشتی بردوش

نه خود ستیزم، نه دیگر ستیز.[3]

سیستانیان زنده دل نیز شب یلدا را بنام شب چله گرامی میدارند ودرسالهای قبل که هنوز خبری از برق ووسایل سرگرمی های صوتی وشنیدار ودیداری نبود، با روشن کردن آتشی از هیزم در اجاق خانه و یا درمرکز روستا، به سخنان وقصه های  کهن سال ترین مرد دهکده گوش فرامیدادند و از شنیدن داستانهای رزمی شهنامه ویا قصه های امیرحمزۀ صاحب قران( حمزه پسرآذرک شاری سیستانی) دل ودماغ خود را تر وتازه میکردند. اما امروزه با ورود وسایل تخنیک معاصر که با تلویزیون ودیش آنتن های الکرتونیکی مجهزاند، خود برنامه سازان رسانه های صوتی ودیداری ،با پیشکش کردن برنامه های رنگین زنده، زحمت راوایان داستانها وقصه گویان را کم میکنند ومردم هم با خوردن انواع میوه های خشکبار وترباردیگر ازطولانی بودن شب یلدا وسردی چلۀ کلان هراسی بدل راه نمیدهند وخوش وخوشحال آن شب را به آخر میرسانند.

پایان

 



[1]- بحواله جشنهای آئین برگزاری جشنهای ایرانی، ازموبد اردشیرآذرگشسب، بيرونی ،آثارالباقيه، ص۲۹۰ ببعد

[2]- بحواله همان منبع ، ازموبد اردشیرآذرگشسب، بيرونی ،آثارالباقيه ، ص۲۹۵

[3]-از پیام تبریکی خانم زویا مجد به مناسبت جشن سب یلدا،سال2013

نظرات  

 
0 #2 کیخایی
چه فرقی می کند چغرافیا ،دوستت داریم استاد چون هم تاریخ وهم فرهنگ وهم شناسنامه هستیم
بازگو کردن
 
 
+1 #1 سنچولی.م
نسیم واژه هایت بوی خوش سیستان می دهد..بمانی دیر دیر...
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت جشن شب یلدا/محمد اعظم سیستانی