پنج شنبه, 28 تیر 1397

او متهم می کند/امین اله سرابندی

غروب پنجم ماه رمضان است، آنگاه که می خواهی در پیاده روی غم گرفته قدم بزنی دستی دراز می شود ، بده در راه خدا جوانی است محزون صورتش هیچ نشانی از اعتیاد ندارد ، اما به شدت لاغر و ضعیف است می گوید امروز  کاری گیرم نیامده خانه ام روستا ست کرایه  برگشت را ندارم ، با خجالت از کنارش  می گذرم چند  قدم که جلو می روی دخترکی است .... ساله نگاهش می کنی شاید معتاد است نه قیافه  اش به اعتیاد نمی خورد ، می گوید مادرپیری دارم پول نان نداریم سومین نفر پسر بچه ای است . و چهارمین نفر پیرمردی است با محاسن سفید اما پنجمین نفر خانمی است حدود 30 سال دست دخترک پنج شش ساله ای در دستش هست . می گوید امشب پول نان نداریم شما را می شناسم که دارم دست دراز می کنم . مجبور می شوی دست در جیب کنی و اندوخته جیبت را که کمتر از 20 هزار تومان هست با او نصف کنی . حالا چه کسی باید خجالت بکشد ؟  آنهاییکه سیستان را به این روز سیاه نشانده اند یا آن مسئولی که می گوید دیشب برای گرسنگان سومالی اشک ریختم . چه کسی باید خجالت بکشد من ، تو ، شما ، یا ایشان . سیستان دارد از فقر منفجر می شود . اما عده زیادی در شبکه های اجتماعی اعلام نامزدی نمایندگی مجلس نموده اند تا پس از نمایندگی اراضی وسیعی را در دشت ترکمن خریداری و کارخانه ای هم احداث نمایند اولین گامشان هم برای تمدد اعصاب رفتن از سیستان هست ، حال چگونه رای می آورد که نماینده شود باید نماینده می شد زیرا به همت طایفه نماینده شد اگر که نماینده نمی شد طایفه اش از طوایف دیگر سرکوفت می خورد . و بدینسان نماینده انتخاب می شود برخی که آینده نگر هستند برای طایفه اشان مفید واقع می شوند و برخی دیگر نه کاری به این نداریم که آیا توانسته در مجلس برای مردم از هستی ساقط شده اش گریبان بدرد ، دانش آبادانی داشته ، آیا هدفش خدمت بوده یا اینکه هدف این بوده که نماینده شود حقوقی بگیرد و مادام العمر هم حقوق بازنشستگی دریافت کند و ثروتی گرد آورد اکنون سیستان دارد از فقر منفجر می شود . این انفجار از ناکار آمدی ما هم هست ما هم در این فقر مردم خود سهیم و شریک هستیم . زیرا اززعمای قوم خودمان هیچ بازخواست نداشته و نداریم ، که در چهار سال کدام خدمت بزرگ را انجام داده اید ما فقط رای بی زبان و ارزشمندمان را بی تفکر و بی آنکه کارنامه ای را ورق بزنیم نثار طایفه گری می کنیم تا همه طایفه یمان از نمایندگی به ثروت و مکنت برسد و سیستان غرق شده در منجلاب فقر و مصیبت فراموش شود . سالهاست که سیستان فراموش شده ، چه کسی مسئول  این فراموشی وویرانی سیستان بزرگ هست که اکنون از درد فقر کوچک شده به قول اکبری عزیز مدیر کل محترم سابق برنامه و بودجه هیچ مقام اداری مسئول نیست بلکه تک به تک من و تو مسئولیم که همدیگر را بر نمی تابیم چرا تحمل همدیگر را نداریم ، ما در تمامی رشته ها و علوم محقق و اندیشمند توانا داریم آیا در این مدت سی و اندی سال شده که یک نماینده را به چالش بکشیم که در این چهار سال چه خدمتی به سیستان نموده ای کارنامه خدماتت کجاست ؟ متاسفانه نه ! فقط تا توانسته ایم همدیگر را دفع کرده ایم . و این عدم تحمل ما به جایی رسیده که مردم از فقر متواری شوند و در غربت هم مورد تمسخر قرار گیرند اکنون از سیستان هیچ نماینده جز یک اسکلت و یک زبان که این زبان سیستانی هم مرهون یک عمر تلاش استاد بزرگم رییس الذکراین هست . که متاسفانه قدردان این بزرگ مرد خودمان هم نیستیم . که سالها تلاش کرد تا این زبان را که همراه فقرمان زیر خروارها خاک داشت دفن می شد . از زیر خاک بیرون کشید و حیاتی دوباره بخشید . جای تاسف اینجاست که در فرستادن نماینده گاهی می بینی فلان استاد هم بدون آنکه شناختی از فرد داشته باشد برای رفتنش به مجلس تلاش می کند و شاید من نوعی را هم به همکاری بخواند . اما نمی آید به من بگوید . که این فرد فقط در رشته ..... عالم است . آدم بی آزاری است . ولی نمی گوید ؟ این آدم عالم و بی آزار در سیاست دستی ندارد . در دفاع از مردم ناتوان است سوال می کنم چرا برای رفتنش تلاش

 

می کنی می گوید لجبازی است باید از طایفه و دوستان هم طایفه مان راهی مجلس شود . و این بوده سرنوشت سیستان در سی و اندی سال گذشته . مدت چند ماه هست که نمی نویسم ، دوستان گله مند هستند که در صفحه 3 روزنامه زاهدان از شما مطلبی نمی بینیم چرا ؟ خودم هم از خودم گله مند هستم که چرا از مردم و سیستان نمی نویسم ، و لی برای گله دوستان جواب دارم که چرا باید از مصیبت های رفته بر مردم فقط چند نفری بنویسند سیستان دهها نفر اهل قلم توانمند دارد آنها هم باید بنویسند به من می گویند قلمت تند و گزنده هست . و در نوشته ها مدارا نمی کنی چه کنم عادت به خود سانسوری ندارم 45 سال است که این گونه می نویسم . چند روز قبل به اتفاق چند نفر از دوستان هنرمند و فیلمبردار و عکاس به دیدار دوستان مستقر در ریگ سارانی ( تالاب) هامون رفتم . عصر بود تعداد زیادی گاو و گوساله بعد از چرای روزانه داشتند از آب می آمدند بیرون و چون شکمشان سیر بود . با همدیگر شاخ به شاخ می شدند چند نفر از بزرگان دامدار که مرا می شناختند به صرف چای روی آتش دعوتم کردند . یکی از آنها گفت فلانی میدانی عامل اصلی نابودی دریاچه در طی این سالها حتی  بعد از این چه هست . او منتظر جواب من نشد گفت عامل اصلی تباهی تالاب هامون چاه نیمه چهارم  است و لوله آبی که به زاهدان پیشکش کرده اند . گفتم آبی که به زاهدان می رود اندک است و در سرنوشت آب چاه نیمه ها و سیستان اثر چندانی ندارد . با یک نوع عصبانیت گفت آقای فلانی  شما آدم مردم شناسی هستی . من تمامی مطالب شما را بایگانی دارم پس آدم بیسوادی نیستم . ولی یک چیز را می گویم . که اگر چاه نیمه چهارمی نبود و همین آب وارد  دریاچه می شد . با اینکه مرزها ی سه کاسه را با ندانم کاری از بین برده اند هیچگاه دریاچه خشکی نداشتیم بنابراین همین آبی را که وارد چاه نیمه چهار کرده اند برای تالاب هامون کفایت می کرد .پس عامل اصلی تباهی دریاچه مسئولینی هستند که چاه نیمه چهار را احداث کردند .او ادامه دادچاه نیمه چهار با حجمی معادل 820 میلیون متر مکعب و تبخیری 30 درصدی گفتم 20 درصد . گفت نه من سوال کرده ام گودالی که 5 یا 6 متر عمق داشته باشد تبخیر 30 درصد هست . وانگهی کف چاه نیمه چهارم خاک رس نیست مثل سه چاه نیمه دیگر بلکه خاک ملک هست که بالاترین حد نفوذ پذیری آبرا دارد ، آمار نمی دهند .و گرنه اگر تبخیر و نفوذ پذیری آب چاه نیمه چهارم را در نظر بگیرید . نیمی ا ز آب چاه نیمه چهار دارد جلوی چشم ما نابود می شود . و نیم دیگر هست تا هوای بیابانها ی جنوب چاه نیمه را با طراوت کند از روزی که چاه نیمه چهار شروع به آبگیری کرد تا امروز بیش از ده میلیارد متر مکعب آب نابود شده و یک قطره از  این ده میلیارد آب وارد دریاچه نشده . مهاجرت بیش از یکصد هزار دامدار ، صیاد و حاشیه نشین های دریاچه عامل آن چاه نیمه چهار است . چرا ا ز روزی که دکتر کیخا نماینده سابق در چهار سال قبل می خواست آب چاه نیمه چهار را وارد رودخانه کند اجازه ندادند بنابراین برای اینکه تالاب نابود نشود باید نگذاشت تا یک قطره آب وارد چاه نیمه چهار شود . و به اندازه لوله آبی که به زاهدان می رود از چاه نیمه ها وارد دریاچه شود . در تهلاب ، لادیز، اطراف جلگه چاه هاشم و گوهر کوه بزرگترین منابع آب زیر زمینی هست از آنجا بروند آب برای زاهدان لوله کشی کنند . کسانیکه با میلیاردها میلیارد چاه نیمه چهار را احداث کردند . عمدا یا سهوا هدفشان نابودی دریاچه سیستان بوده . کسی ما را حمایت نکرد چون تصمیم داشتیم شکایت کنیم حالا هم اگر بخواهند آب وارد چاه نیمه چهار نمایند شکایت می کنیم . این آقای دامدار که از عصبانیت قطرات عرق از سر و صورتش می چکد کمی آرام می گیرد . دوستان ما هم به جای اینکه عکس و فیلم بگیرند . جذب صحبت های این دوست دامدار می شوند . زمانی که من مطالب مسلسل راجع به دریاچه را شروع کردم بنا شد . جناب دکتر رخشانی و تعدادی از دوستان هنرمند به سیستان بیایند و یک شب با روشن کردن خار و خاشاک در دریاچه مراسم عزاداری دریاچه را برپا نمایند نمی دانم که چه شد ؟ لغو یا فراموش تا امروز این دوست دامدار داغ ما را تازه کرد . زمانی که بر می گردم و مطالبی را که نوشته ام بازخوانی می کنم می بینم حق به جانب این دوست ما هست و متاسفانه ما سیستانیها به خصوص خبرگان ما در مباحث علمی آنقدر از هم دور هستند که به هیچ وجه نمی توان آنها را کنار هم نشاند تا مباحث آبادانی سیستان را تجزیه و تحلیل کنند در حالیکه یک دامدار حاشیه نشین دریاچه مثل یک محقق مطالب را کنار هم می نشاند و نتیجه گیری می کند ؟ دوستان من چرا به قول جناب اکبری نمی توانیم کنارهم بنشینیم و برای مباحث آب و آبادنی سیستان به یک نتیجه کلی دست پیدا کنیم آیا به قول قدیمی ها بخاطر این است که در سیستان یک من شش کیلو هست یا چیز دیگر که هر کدام از ما من خود را پیمایش می کند.

 

 

نظرات  

 
+1 #8 محمد امین
سلام ضمن تشکر از استاد سرابندی نظر شخصی خودم این است کوتاهی عده ای از مسئولین وهمراهی تعدادی از متنفذین بخاطر از دست ندادن منافع شخصی امروز این مصیبت ها را بر سر سیستان اورده است امیدوارم آنان که به منافع شخصی خویش می اندیشند کمی هم به فکرآینده فرزندان سیستانی خویش باشند
بازگو کردن
 
 
+1 #7 فیروز
ازماست که برماست....خداقو ت استاد..قضیه ی کانال رو پیگیری کنیدانشالا که درست بشه واب چاه نیمه که حق ماست بهمون برسه
بازگو کردن
 
 
+1 #6 سیستان
تا زمانیه سیستانیها تعصبات فامیلی رو کنار نزارن وضع همینو بدتر میشه استاددرست میگن
بازگو کردن
 
 
+1 #5 مازیار
آقای سرابندی خدا شمارو خیر بده که به فکری ما خیلی بیچاره تر از اونی هستیم که شما توی یک روز دیدی بیکاری و کمبود مالی به ما خیلی فشار آورده این شهر واسه یک تعداد کارمند خوبه .
بازگو کردن
 
 
+1 #4 اوشیدا
موفق باشی امین جان از زمانی که به یاد دارم همیشه مسایل و دردهای سیستان را با دقت و صادقانه بررسی میکردی و دغدغه ات خوشبختی مردم سیستان بود اینکه میبینم هنوز در همین مسیر قدم برمیداری و خسته نشدی بسیار خوشحالم وضعیت امروز سیستان وضعیت نامناسبی است چندماه گذشته که برای دیدن اقوام آمده بودم دقیقا با همچین صحنه ای روبرو شدم خیلی آزار دهند است.
بازگو کردن
 
 
0 #3 مبین
استاد سرابندی تنها فردی که همیشه و در همه حال دردنامه های سیستان رو به تصویر کشید و غمخوار واقعی سیستان بود قدر این مردان بزرگ را که قلمشان همیشه در دفاع از حق و مظلومیت سیستانیان است بیشتر بدانیم.
بازگو کردن
 
 
0 #2 محسن
درود بر استاد سرابندی دلسوز همیشگی سیستان
بازگو کردن
 
 
0 #1 محمد میرگل
عالی لایک


فکنم از سومالی بدترایم
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت او متهم می کند/امین اله سرابندی