پنج شنبه, 28 تیر 1397

منطقه آزاد سیستان قسمت اول/هم اندیشی اعضای سایت سیستو

 

 

شرکت کنندگان :

دکتر عیسی ابراهیم زاده ، سیدجواد حسینی طباطبایی ، مهندس محسنعلی گلشنی ،مهندس سید احمد طباطبایی، دکتر علیرضا حیدری، طاهره شهرکی ، حجت الله میرشکاری ، علی میری ، علی دانا، مهندس حاجی نژاد، جواد شهنازی ، مصطفی احراری ، مهندس سیده منیره حسینی ، بدیل رخشانی ، دکتر درگاهی

 

منطقه آزاد سيستان

بایدها، نبایدها، ابعاد، کارکردها، ضرورت ها، اهداف و راهبردها

مقدمه

مناطق آزاد از پديده هاي نادري هستند که امروزه به عنوان روياي گروهي از برنامه ريزان و راه ميان بر براي تحقق اهداف برنامه هاي توسعه ملي، مطرح مي باشند. براي مناطق آزاد تجاري مزايايي عنوان شده است،که برخي از آنها مخصوص شرايط مکاني خاص و بعضي ديگر حالت کلي دارد. بر اين اساس هرکشور مزيت خاصي را بيش از ديگر مزيت ها مد نظر قرار داده و کوشش و حمايت هاي خود را در آن قسمت متمرکز کرده است. اين مزايا عبارتند از:

1)اشتغال؛2)تأمين درآمد هاي ارزي از طريق ايجاد ارزش افزوده؛3)ارتقاء و توسعه فعاليت هاي توليدي با جهت گيري صادراتي، سرمايه گذاري هاي خارجي و بهره گیری از سرمايه هاي سرگردان داخلي؛4) دستيابي به دانش فني و تکنولوژي و ارتقاء سطح مهارت هاي کارگري و همچنين مديريت ها و بازرگاني؛5)توسعه ناحيه اي و محروميت زدائي ازمناطق مرزي يا ساحلي که امکان رشد و توسعه را به صورت بالقوه دارند؛6)ايجاد يک الگوي(توسعه ای) کوچک و مناسب با توجه به نيروي کار و توان اقتصاد داخلي؛7)استفاده از مشاغل جانبي ايجاد شده(www.freezone.ir).

اين مناطق در صورت موفقيت نقش غير قابل انکاري در جذب سرمايه و تکنولوژي، ايجاد اشتغال، کاهش واردات، افزايش صادرات، دگرگوني بافت اجتماعي مناطق محروم، تغيير جهت مثبت در مهاجرت و جلب توريست داخلي و خارجي خواهد داشت.

بطورکلی مناطق آزاد بسته به ماموریتی که بر آن تعریف می شود دارای انواع متفاوتی می باشند که برخی از آنان عبارتند از: منطقه آزاد[1] بخشی از سرزمین یک دولت است که در آنجا کالاهای وارده تا جایی که به حقوق و مالیات متعلق به واردات یا کالاهای وارده و صادره مربوط می شود عموما بعنوان کالاهای خارج از قلمرو گمرکی تلقی می گردند و مشمول نظارت های معمولی گمرکی نمی شوند(مطالعات راهبردی،1371: 4-1).  منطقه آزاد تجاری[2] منطقه آزاد تجاری عبارت است از ناحیه ای محصور و محافظت شده و در کنار ساحل، فرودگاه یا مکان دیگری که کالاهای خارجی از طریق دریا، هوا یا از طریق زمین بدون پرداخت عوارض گمرکی برای امر صدور مجدد وارد آن می گردند(سرلک،1374: 14).  منطقه آزاد توليد( صنعتي)[3] منطقه آزادي است که فعاليت هاي مختلف صنعتي براي صادرات و در بعضي مواقع واردات و مصرف داخلي صورت مي گيرد. در اين منطقه بيشترين فعاليت روي فعاليت هاي توليدي و صنعتي متمرکز است و سرمايه گذاري خارجي در اين مناطق بيشتر به خاطر استفاده از نيروي کار، مواد اوليه ارزان و منابع طبيعي فراوان و استفاده از معافيت هاي مالياتي و گمرکي صورت مي گيرد( احمدي،1378: 18). منطقه آزاد پردازش صادرات[4] ناحيه صنعتي ويژه اي است که از نظر فيزيکي و يا اداري در خارج از مرز گمرکي قرار گرفته و توليداتش جهت گيري صادراتي دارند. تسهيلات اين مناطق جهت جلب سرمايه گذاران خارجي و تسهيل استقرار آنهاست و معمولا با مشوق هاي ديگر نيز همراه است(رفعتی،1369: 2-3). منطقه آزاد تجاری- صنعتی[5]  ناحیه ای است محصور در کنار ساحل، فرودگاه یا مکان دیگری که کالاهای خارجی از یکی از راه های هوایی، دریایی یا زمینی بدون پرداخت گمرک به آن وارد و پس از انجام فرآیندهای تولیدی به کشورهای دیگر صادر می شود(مانیان،1369: 39).

از این­رو امروزه کشورهای مختلف اعم از توسعه یافته و یا در حال توسعه با توجه به ویژگی های مناطق آزاد برای دستیابی به هدف های چون: توسعه اقتصاد ملی، جذب سرمایه های خارجی، استفاده از برتری های نسبی منطقه ای، ایجاد فرصت های شغلی، افزایش درآمدهای ناشی از فعالیت های خدماتی، آشنایی با اقتصاد جهانی، توسعه منطقه ای و تبدیل بخش های عقب مانده به قطب های توسعه، اقدام به تاسیس انواع مناطق آزاد نموداه اند. یکی از اهداف کلان و مهم اکثر کشورهای در حال توسعه در ایجاد این گونه مناطق، ایجاد اشتغال و توسعه منطقه ای است. اینک در مورد سیستان و منطقه آزاد آن، اهداف، مسایل و سوالات اساسی زیر مطرح می باشد که بایستی بمنظور تبیین و تعیین این اهداف و یافتن پاسخ های رهگشایی به این سوالات اقدامات و کارکردهای متناسبی پی جویی گردد. این اهداف و سوالات اساسی عبارتند از:

1- الزامات و زمينه هاي ضروري و زيرساختي مورد نياز جهت تحقق و شكل­گيري كارآمد منطقه آزاد سيستان، صرف نظر از فرايند تصويب كه معلوم نيست نهايتا كي و چگونه كليات آن به نتيجه برسد، کدامند؟

2- یافتن راه حل های منطقی و پاسخ به این سوال اساسی كه چه كنيم كه اين منطقه آزاد هم به سرنوشت منطقه ويژه اقتصادي سیستان و منطقه آزاد چابهار دچار نگردیده و صرفا تابلويي از آن باقي نماند!!!

3- بالاخره یافتن راه‌های چگونگی توسعه و تعامل منطقه آزاد سيستان و منطقه آزاد چابهار و مناسبت آن با سایر مناطق آزاد، بمنظور اثربخشی و كار آمدي و ارتقای کارکردهای متقابل آنها.

برای این کار لازم است قبل از هر چیز اهداف، چشم اندازها، راهبردها، طرح ها، برنامه ها و اقدامات لازم جهت تحقق جایگاه و نقش­هایی که برای این منطقه آزاد تبیین و تعریف گردد.

 

پیشینه، سوابق و کارکردهای توسعه ای در منطقه

زیر ساخت های مناطق آزاد و مناطق ویژه درقالب برنامه توسط اعتبارات دولتی تقویت ویا ایجاد می شود. انجام این مهم ساختاری لازم دارد که در تجربه دیگر مناطق نسبتا موفق " سازمان عمران" عهده دار شده اند مثل سازمان های عمران کیش, قشم, کرمان و غیره که هریک زیر ساخت های منطقه خود را بر طبق یک برنامه اصولی و توسعه نگر فراهم کرده اند اما منطقه چابهار از آن محروم بوده است.

سازمان عمران سیستان در سال 1370 تصویب شد و رسالت آن ایجاد زیر ساخت های آبادانی سیستان بود به تحقیق می­گویم  قوی ترین هیئت امنا را در میان همه سازمان های مشابه درسطح ملی داشت, یعنی هفت وزیر ازجمله؛ وزارتخانه های برنامه بودجه, نیرو, راه وترابری, مسکن وشهرسازی, اقتصاد,کشاورزی,بازرگانی و وزارت کشور عضو آن بودند, خود سازمان مستقیما وابسته به برنامه و بودجه کشور بود و در واقع از بهترین شرایط برای بهره مندی از توان راس دولت و بودجه مناسب برای اجرایی کردن هر آنچه را که سیستان نیاز داشت, برخوردار بود. چند سالی مدیریت عامل آن با قوت توسط دولت به صورت غیر بومی اداره شد . اما پس از آن این سازمان با سپرده شدن به نیروهایی بدون لحاظ توانمندی تخصصی با ضعف مدیریتی مواجه شد چنانکه تمام سال های پس از آن(عملا از سال 1376 به بعد)، علیرغم کاستی های فراوان ومشهود زیرساخت های سیستان , این سازمان عملا بیکار وعاطل و باطل می نمود و نهایتا هم بدون اینکه کار قابل ملاحظه ای در راستای اهداف اش کرده باشد به اضمحلال رسید.

 ۱_این یک تجربه است , سازمان عمران سیستان با همان ساختار قوی اولیه اش( با هفت وزیر در هیات امنا وتحت نظر معاونت برنامه ریزی رییس جمهور) احیا شود  و به منطقه آزاد پیوند بخورد,در آن صورت مهمترین بخش یعنی آماده سازی زیر ساخت های متناسب با توسعه صنعتی فراهم خواهد شد

٢_منطقه آزاد سیستان, ظاهرا صنعتی تعریف و تصویب شده است, از این رو احداث و استقرار آن بسیار دشوارتر و مشکلاتش سهمگین تر از منطقه آزاد تجاری است. حال تحقق و توسعه این مهم جز با مطالعات و طراحی خاص و با جذب سرمایه گذاری های همه جانبه ملی، منظقه ای و خارجی برای ایجاد صنایع با مزیتهای ملی و خصوصا منطقه ای و حتی فرا ملی به سامان نمی رسد. زیرا اگر دنبال آسوده گی کار بودیم باید این منطقه نیز آزاد تجاری تعریف وتصویب می شد. حال که چنین نیست, قبول کنیم که کار سنگینی در پیش بوده و شکل گیری اولیه آن مستلزم الزامات زیر می باشد:

الف: زیرساخت ها کاملا مطالعه شده و متناسب با توسعه صنعتی و با احیا سازمان عمران سیستان ساماندهی گردد.

ب_ مطالعات شناسایی قابلیت ها و مزیت های صنعتی منطقه با نگاه به صادرات صنعتی به بازار های جهانی و در پیوند با جایگاه چابهار( سواحل مکران) بر سر راه محور ترانزیتی " شمال- جنوب" که سیستان در مرکز تقاطع آن با محور" شرق _غرب" قرار می گیرد. این کار مستلزم انتخاب یک"مشاور بسیار قوی" است (که متاسفانه واقعیت این است که در داخل کشور کمتر وجود دارد) و اگر حمل بر خود ضعیف بینی نشود نیاز به یک مناقصه جهت تعیین مشاور در سطح بین المللی است.

٣_ مدیریت این کار عظیم خصوصا در دوره سازماندهی, ساماندهی و استقرار و بالاخص تامین زیر ساخت ها، علاوه برقابلیت و توان بالای مدیریت مالی- صنعتی , نیازمند به نفوذ, جایگاه و روابط قوی و نزدیک با مراکز برنامه ریزی و برنامه نویسی و تنظیم و تصویب بودجه کشوری دارد، که البته در شرایط مساوی اولویت با نیروهای دلسوز و توانمند بومی خواهد بود، لیکن در میان نیروهای بومی جز  چند نفری، کسان زیادی را در این سطح نمی توان نام برد! که البته آنها نیز خود قوت و ضعف های خاصی دارند؛ از این رو نباید تعصب زیادی به الزام مدیریت بومی برای این کار مهم و عظیم نشان داد. در واقع باید توجه داشت که مبادا با خوابیدن در بادیه بومی-  قومی, این امکان و فرصت نیز مثل موارد مشابه و مهم دیگر, باز هم ضایع و باطل شود.

خلاصه آنکه تامین شروط اساسی:

1-                      تامین و تجهیز زیر ساخت های جامع متناسب با منطقه آزاد صنعتی

2-                      مطالعه و تبیین کامل علمی- تخصصی کار و ابعاد و زوایای پیدا و پنهان آن

3-                      انتخاب و انتصاب مدیریت توانمند،کارآمد و دارای برد ملی، از الزامات اولیه این مهم خواهد بود.

 

افراد و نهادهای مسئول در منطقه آزاد

ظاهرا استاندار پيگير معرفي افرادي به شورايعالي مناطق آزاد جهت تصدي اين مسئوليت هستند، لذا خوب است اين مطالبه را از ايشان داشته باشيم كه در تصميم سازي و تصميم گيري نظر فرهيختگان و دلسوزان بومي هم نهايتا در اين انتخاب دخيل گردد.

خوشبختانه این مساله به یک خواست عمومی تبدیل شده و همه آگاهانه تنها راه توسعه منطقه را این مسیر می دانند، فارغ از اینکه این تفکر درکوتاه مدت چقدرقابلیت اجرا خواهد داشت . اما لازم است این خواست عمومی ازیک بستر عمومی- اجتماعی به یک بحث تخصصی- اجتماعی وارد حوضه نخبگانی جامعه گردد تا در یک بستر کاملامنطقی و بدور از حاشیه های احساسی یا افراطی و تفریطی مدیریت گردد. اگر بتوانیم رویکرد جامعه را اینگونه مدیریت کنیم و جامعه را در صحنه فرآیند منطقه آزاد پویا و فعال حفظ کنیم، قاعدتا حاکمیت هم نقش تاثیرگذار جامعه را خواهد پذیرفت و وزن قابل اعتنایی را برای آن قایل خواهد شد. نتیجه اینکه نقش جامعه و مردم باید و لزوما توسط نخبگان پویا بماند و تبدیل به یک صدای واحدمنطقی همراه با نظام اجرایی درفرآیند نرم افزاری و سخت افزاری گردد. در این روند شاید مهمترین ماموریت اجتماعی همین باشد که این موضوع با ظرافتهایی که دارد بخوبی طراحی شود .از این رو سیستم اجرایی و مشخصا شحص استاندار ه باید با بهره گیری از ظرفیتهای تخصصی نخبگان، در ریل گذاری منطقه، برنامه ریزان را کمک نماید.  بدیهی است هرچه اثرات این حضور متقابل( نخبگان مردم و مدیران اجرایی و برنامه ریز) پررنگ تر باشد، قطعا بهتر به هدف نزدیک خواهیم شد. تحقق این امر مستلزم؛

-      ورود نخبگان فارغ ازگرایشات حزبی و جناحی به موضوع.

-   با توجه به تقارن تصویب منظقه آزاد سیستان با انتخابات مجلس شورای اسلامی، لازم است از ایجاد فضاسازی و غوغاسالاری انتخاباتی، بپرهیزیم و این موضوع تبدیل به یک کارصرفا سیاسی و موجب سواستفاده سیاسی قرار نگیرد.

-  رسانه ها و فضاهای مجازی باید دریک میثاق ملی موضوع منطقه آزاد را قبل و بعد از تصویب متناسب با شرایط زمانی و با بهره گیری ازفضای منطقی مدیریت شده نخبگان جامعه، هدایت کنند. این فضا می تواند همراهی جامعه و دولت را درکنار هم داشته باشد ، زیرا بسیج منطقی جامعه برای تحقق یک هدف توسعه ای و همراه و همگام شدن در فرآیند اجرای آن یک ضرورت انکار ناپذیر است.

-  با توجه به اینکه زمان تصویب نهایی این طرح قاعدتا قبل از اتمام کار مجلس فعلی و قبل از اسفندماه 94 خواهد بود، لذا نکته مهم این است که این حرکت ملی را همه با هم و با یک نگاه واحد ملی (نه شهرستانی، نه استانی ) جلو ببریم و این وظیفه برعهده نخبگان جامعه است که از ایجاد فضای تشتت و آلوده جلوگیری نمایند. زیرا اینگونه فضاسازی ها نه تنها هیچ کمکی به ایجادمنطقه آزادصنعتی سیستان نخواهدکرد، بلکه حاشیه سازی ها، روند تحقق آن را کند خواهد ساخت.

 

شرایط مدیر و مدیریت منطقه آزاد صنعتی سیستان

با توجه به اینکه بسیاری از فعالیتها و اقدامات در مناطق آزاد، حسب قوانین مصوب پیش خواهد رفت، بدیهی است مدیران این تشکیلات هم باید با احاطه و علم به قانون، سیاست گذاری و برنامه ارائه نمایند. از جاییکه علم مديريت خود به اندازه کافی موضوع پيچيده اي است، لیکن در سيستان که مولفه هاي پيچيده تري نیز وجود دارد، کار انتخاب مدیرانی کارآمد و توانمند در این عرصه را سخت تر می نماید. از این رو نفس انتخاب مدیر بسیار مهم بوده و بومي و غیر بومی بودن آن در اولویت دوم قرار می گیرد. زیرا از جاييكه این منطقه آزاد بمنظور تحقق اهداف بلند توسعه­ای خویش مي بايست نقش بين المللي و فرا منطقه اي ايفا نماید، لذا در انتخاب مدیران آن نیز  بايد به افرادی با استانداردهايي بین المللی انديشيد. در واقع منطقه آزاد سيسستان مديراني با جامعيت ويژه و تجربه بسيار بالایی را لازم دارد كه بتوانند با بهره گیری از دیدگاه های صائب و رهگشاه مشاوران ملی و بین المللی هم در تبیین و تعیین سياستهاي كلان و برنامه ریزی های راهبردی نقش آفرین باشند و هم با توجه به شرایط محیطی و فرهنگی- اجتماعی حاکم بر منطقه در فراهم نمودن زمینه های تحقق و اجرایی نمودن این سیاست ها و برنامه ها توفیق کامل داشته باشند. البته که جهت تحقق این مهم اولویت با مدیران توانمند و دلسوز بومی که از چنین رتبه و استانداردی برخوردار باشند خواهد بود، لیکن كيفيت مديريت را صرفا نباید در بومي بودن محدود كنيم و اگر در جايي احساس كرديم، لازم است ذخاير انديشه مناطق مختلف را مورد بهره برداري قرار دهيم، تعلل در آن جایز نخواهد بود. از طرفی نیز توصیه میشود حتي اگر مديری بومي تا ٧٠ درصد شرايط را برآورده كرد ارزش انتخاب و سرمايه گذاري دارد، زیرا ما بايد به بحث انسان سازي و تجربه اندوزی هم توجه داشته باشيم، حتي بعضا انتخاب مديران جوان هم در کنار با تجربه ترها ارزش خطرکردن را دارد.

درعین حال به نظر مي رسد توان مديريتي، درايت، شهامت و دلسوزي بايد اصل باشد و این مهم اعم از افراد بومی و غیر بومی را شامل می شود، صدالبته در شرايط مساوي و دارا بودن خصوصيات فوق، مدير بومي كه شناخت عميق و دقيق تري از شرايط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، محيطي، ژئوپلتيك و ساير كاركردهاي منطقه اي و فرامنطقه اي در آنسوي مرزها را داشته باشد، از اولويت بيشتري برخوردار خواهد بود.

سيستان شرايط ويژه اي داره و گذر از بحران مستلزم تجربه فوق العاده بالاست؛ بنابراین مدیر مي بايد در حوزه هاي مختلف خصوصا در سطوح ملی و بین المللی شناخت کافی و جامع و مانعی داشته باشد و در عین حال از روابط عمومی خوبی برخوردار باشد تا بتواند از تمام ظرفيتها استفاده نموده و همه دیدگاه ها، گروه ها، اقوام، امکانات، سرمایه ها و غیره را به منطقه  جذب و به بهترین نحوه ممکن از آنها در ارتقا و توسعه اهداف و کارکردهای مورد نیاز بهره بگیرد. از این رو علاوه بر انتخاب مدیرانی با چنین توان مدیریتی، با رویکرد آینده نگری باید بسیاری از جوانان با استعداد و خوشنام خودمان را بمنظور تربیت نسل آینده مديرانی در طراز ملی و بین المللی در حوزه هاي مختلف به ساير مناطق كشور و دنیا جهت كسب تجارب مديريتي و توانمندسازی آنان اعزام نماییم. زیرا تقريبا تمام اقوام در استانهاي مختلف کشور اقدام جدي براي تربیت مديرانشون با اعزام آنان به مرکز و استانهای دیگر انجام داده اند و به نظر مي­رسد این مدل موفقي بوده که در استان خودمان حضور و تجربه اندوزی مدیرانی غیربومی را که بعدها موفقیت­های ملی و منطقه ای زیادی هم داشته اند بارها شاهد بوديم.

البته یک پیش نهاد دیگر این که برای منطقه آزاد جهت پایه ریزی مستحکم ابتدا بایستی مدیری باچهره ملی درحد وزیر یا معاون وزیر غیربومی با ارتباط بالا در مرکز بعنوان رییس انتخاب شود و هیئت مدیره ترکیبی از بومی و غیربومی( نه مثل چابهار صرفا سیاسی) بلکه تخصصی و در رده معاونین و روسای والا تجربه باشند. از این نگاه براي شروع اگر فقط رییس غير بومي باشد شاید بهتر باشد، زیرا اشكالات و چالشها مشخص مي شود و در مراحل بعدی يك مدير بومی و مدبر راحت تر مي­ تواند كار کند، ضمن اينكه در شروع از تخريب مديران بومي هم جلوگيري خواهد شد. نكته ديگر اينكه مدير بومي قطعا در آغاز كار چالش هاي بزرگي خواهد داشت و ناخواسته حضور بومي باعث بروز مشکلاتی گردیده و  بهانه اي بسيار خوب براي عدم انتصاب بومي ها در آينده خواهد بود. باید قبول داشته باشيم كه استفاده از مدير غير بومي به اين معنا نيست كه ما رجل توانمند نداريم، بلکه بهتر است اول با حضور غير بومي ها اشكالات بروز نماید تا مديران بومي بعدها بدون پرداخت هزينه آزمون و خطا، و با کسب تجربه لازم مدیریت منطقه آزاد را در اختیار بگیرند. در عین حال به نظر می‌آید قومیت مدیران سیستان مهم نیست مدیریت و توان مدیر باید مد نظر قرار بگیرد، نه طایفه، حزب و گروه و غیره. زیرا فعلا ما درابتدای راهیم، ارتباط در بالا برای اخذ مصوبه ها و اعتبارات و برنامه ریزی و طراحی برای چنددهه آینده کار بسیارمهمی است که بسیاری از بومی ها هنوز این تجارب و  شرایط را کسب نکرده اند؛ هرچند هوش و درایت و توان مدیریت فرزندان این آب و خاک  درکشور زبانزد است، ولی باید واقعیت ها را نیز پذیرفت و لازم است تا تجارب مدیریت کلان را هم در منطقه افزایش داد. از این رو بايد تلاش كنيم تا با بهره گیری از چهره هاي ملی و بين المللي و به دور از قوميت گرايي، افرادي شايسته و توانمند انتخاب کنیم تا بقول معروف خشت هاي اوليه را خوب بنا كنند که خدای ناکرده تجربه نه چندان موفق چابهار تكرار نشود! زیرا عملا منطقه آزاد دقيقا مثل تيغ دو لبه است که بايد مراقبت كرد تا سودش به مردم برسد نه آسيبش(چنانکه وقتی وضعيت شهر چابهار را در کنار منطقه آزاد می ببينيم واقعا متاسف مي شویم و  باید کاری کنیم که این اتفافق نامیمون برای سیتان تکرار نشود).

از سوی دیگر كيش را ببينيد در بسیار از موارد تنها در ظرف هر مدت سه ماه يك پروژه ي عظيم را در آن اجرا مي كنند و سراغ پروژه ي بعدی می روند؛ چنانکه هر از چندگاهی كه وارد كيش بشويد عملا با تغييرات عظيمي مواجه خواهيد شد؛ و كيش در واقع شده بازوي دولت و كشور؛ اما چابهار با اين همه ظرفيت و پتانسيل مدام درگير مسايل پيش پا افتاده و جزيي است،  بطوریکه هر روز دعوا و نامه نگاري بر سر اين است كه مثلا چرا بچه ي من سر كار نرفته و چرا بچه دیگری سر كار رفته! و وقت و انرژي ها اينگونه تحليل مي رود و در عمل منطقه آزاد چابهار تبديل شده به آفتي بر جان شهر؛ در حالي كه مي­توانست نه تنها بازوي استان پهناور سیستان و بلوچستان باشد، بلکه می توانست بازویی قدرتمند برای کشور باشد. زیرا تنها بندر اقیانوسی کشور است که در مسیر کریدور شمال-  جنوب می­تواند افغانستان، آسیای مرکزی، روسیه و قفقاز را از بن بست در خشکی­ها نجات داده و با توسعه تجارت و ترانزیت آنها را به آب های آزاد بین المللی وصل کند و از قِبل آن امنیت و توسعه را هم برای کل شرق کشور به ارمغان آورد و منطقه آزاد سیستان نیز در این مسیر می تواند مقوم آن باشد.

 



[1] Free zone

[2] Free trade zone

[3] Free Industrial Zone

[4] Free export processing zone

[5] Free Commercial and Industrial Zone

 

 

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت منطقه آزاد سیستان قسمت اول/هم اندیشی اعضای سایت سیستو