پنج شنبه, 28 تیر 1397

تولد خورشید مبارکباد/سلطانعلی جهانتیغ

    تولد خورشید مبارکباد

 

به نام خداوند جان و خرد
يلدا واژه ی سرياني‌ست به مفهوم تولد و زايش كه مراد زادنِ نور و روشنائي و ايزد مهر است. روميان در قلمرو كلام آنرا آناتاليس آنايكتوس نام نهاده‌اند كه به معناي تولد «مِهر شكست ناپذير» است. گُزين نام ابوريحان بيروني نيز بر اين جشن ديرپاي مانا «ميلاد اكبر» است كه مقصود ميلاد خورشيد مي باشد. يلدا سنت برآمده از باورهاي نياكان نيك انديش و خِردورز ما مي باشد و چون چفت و بَست محكمي در حقايق ملموس زميني و اسطوره‌هاي استوار دارد تا هنوزها و آينده‌هاي نيامده بر مدار جاريِ خويش مي چرخد و سال گشت هاي آن بر دل مي نشيند. شنگي‌هاي شوق انگيز شب يلدا بيانگر آن مي باشد كه فرداي فراز آمد نور و روشني و پيروزي آن در نبرد با تاريكي در راه است و شب كوششِ بي ثمر مي نمايد تا بر رُخسار خورشيد پرده ی سياه بركشد. خورشيد دوباره زاده شده است. روزها قد مي كشند و بر گستره‌ي جان و جهان گرمي و روشني افزون تري مي بخشد. يلدا در پاره‌هاي جغرافيائي گوناگون اين خاك سربلند به «چله» شهره است. شبي‌ست كه سپيده ی صبحگاهي‌اش آغاز چله ی بزرگ را به تماشا مي گذارد و همانگونه كه از نامش پيداست چهل روز از روزان زمستان در جام زندگي‌اش دارد و در پس آمد آن چله ی كوچك است كه آن نيز در سامانه‌ي عمرش چهل شامگاه زمستاني را از آن ِخويش كرده است.
اين دو«چلة» كه از آغاز تا پايان تاريكي را مي‌كاوند و مي‌كاهند، درگاه شمار ايران باستان چُنان دقيق و درست بوده كه زمين و كاشت و دام و احشام را براساس آن به حاصل و زايش وا مي داشتند.
ابوريحان بيروني دانشمند شهير ايراني در «آثارُ الباقيه» بيان مي دارد كه: ابوسعيد سَجْزي را ديدار كرده و ديده است كه اُسطرلابي ساخته كه اساس كارش برگردش كواكب به دور خورشيداست. روزگاري كه گاليله و كُپرنيك هنوز پاي در دامان زندگي نگذاشته بودند.
 همچنين نقل مي كند كه ابوسعيد گفته است ماه آغازين سال در اين بوم و بَر ديماه است و به نام «كريشت» از آن ياد مي كند.
....با درنگ در ساحت اين سخن دور نيست كه كريستمَس يا كريسمس ريشه در همين ماه شمار داشته باشد.
در ايران فرهمند و كهن از ديرباز، در شامگاه چله جوان تران به آئين ادب پاي در ركاب، روي در خانه‌‌ي بزرگان براي نشست شبانه‌ي فرارو مي نمايند و اين رخداد را پاس مي دارند. اين حقيقت فقط احترام به سپيدمويان نبوده بلكه از تار و تيره ی شب بلند به اَمنِ بلوغي پناه مي برند تا به زبان شِكّر بار تجربه، زايش نور را به آنان نويد بخشد. در اين آئين ديرزاد، نيايش خداي يگانه و سپاس او و درخواست رزق و روز و روزي، جان تازه‌اي مي يافته و پيران پايدار به نقل داستانهاي شنيدني زبان مي گشادند. تناول شب چَره ها از ديگر پرداخت‌هاي اين شب بوده و هست. هر چند اكنون به حكم زمان تغيير يافته و افزون شده است اما بي گمان اگر بر سفره ی شب چَره ی چله، سوغات به ميراث آمده ی نياكان ما در ميان باشد، هرآنكه در آن انجمن باشد، آنرا به گزين كرده و در خانه ی ذائقه مي نشاند. داد و دِهش‌هاي خداوندي اين سرزمين كه به دست بركت و هنر در جاي جاي ايران شكل خوراك شب چره مي يابد بسيار بوده
  و در آن شماراست شور و شيرين‌هائي كه به فراخور هر منطقه حاصل مي يابد كه البته هندوانه و انار اشتراك فراگيري دارند.
به هر روي جشن جان فزاي چله از بستر فرهنگ سُترگ ايران در قلمرو روميان و اروپا رُخ تافت و چُنان بنياد محكم كرد كه پَس از استوار شدن مسيحيت در آن سرزمين‌ها باز هم اين آئين كام نواز روي در كاستي نگذاشت، بدانسان كه ارباب ديني مسيحيت مجبور آمدند ميلاد مسيح را بدين روز پيوست و پيوند دهند و بيست و پنج دسامبر را گزينه ی آن نمايند كه به واقع چهار روز و در سالهاي كبيسه سه روز پس از يلدا آغاز مي شود.
كاج نمائي و سروآرائي نيز از بام باور ايران باستان برآمده و در ديگر سرزمين‌ها پرتو پراكنده است. زيرا اين دو در آن ميان نماد مقاومت و ايستادگي و زندگي بوده است.

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home یادداشت تولد خورشید مبارکباد/سلطانعلی جهانتیغ