جمعه, 04 بهمن 1398

شیشه/مینا آقازاده

مینا آقازاده

 « شیشه»

 

( اززبان فرزندان اعتیاد )

 

پدرم شيشه مي کشد

شيشه مي شکند

من هر روز شيشه هاي شکسته را جمع مي کنم

شيشه ي صبر مادر هم ترَک خورده است !

مادرم شيشه هاي مردم را پاک مي کند

بغض هايش بر شانه ها ي شيشه آوار مي شود

غرورِ شيشه اي اش مي شکند !

رگِ فکرِ پدر را هم شيشه بريده است ...

وَمن در انعکاسِ شيشه ها ديدم پدر را

که دود مي شد تلخ ....

تصويرِ پدر

 از پشت شيشه ها

نا معلوم است

نمي دانم

شيشه مي کشد

شيشه مي شکند

وَ يا خونِ خود را در شيشه مي کند

اندازه ي فهمِ خواهرم به اين شيشه ها نمي رسد

مادرم اورا بغل مي کند

وَ از پنجره اي که شيشه ندارد

به او نشان مي دهد

قلب هايي را که در آن شيشه فرو نرفته ا ست!

تا باور کند مي شود

نه شيشه کشيد

نه شيشه شکست

نه خوني را در شيشه کرد ...

 

« مینا آقازاده »

 

از کتاب : باید ستاره ای روشن کنم.

اضافه کردن نظر


شما اینجا هستید: Home شعر شیشه/مینا آقازاده